{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(کشتار مافیا)

(کشتار مافیا)
«پارت 2»
و مثل دیونه ها داشت میخندید وهمینطور به کل خانوادش که مرده بودن نگاه میکرد که یهویی بغضی گلوشو گرفت و به سرعت از جاش بلند شد و رفت سمت در و برای اخرین بار به خانوادش و خونه اش نگاه کرد و اونجا برای همیشه زد بیرون ( زمان حال) ویو سوجین: چشامو باز کردم و از اون افکار وخاطرات مسخره مزخرف بیرون آومدم و یه نگاهی به دور برم انداختم دیدم سنگهوا آومد و بهم گفت که رئیس صدام میکنه و کارم داره
سوجین: مگه رئیس نمیدونه که وقت استراحت من هستش و صدام میکنه (سرد)
سنگهوا: من نمیدونم و فقط گفت بیای چون مهمه
سوجین: باشه تو برو بیرون من خودم الان میرم پیش رئیس (سرد)
ویو سوجین: بلند شدم رفتم پیش اون مردتیکه عوضی رسیدم به در زدم که گفت بیام داخل رفتم
گوان شیک: او سوجین اومدی آدم وفادار من ( درحالی که داشت لیوانش رو از شراب پر میکرد گفت)
سوجین: چیزی شده رئیس که صدام زدین (سرد)
گوان شیک: اه سوجین انقدر سرد ترسناک نباش دختر و اره میخواستم بگم قرار رئیس سه باند مافیایی که از بهترین رتبه ها هستن رو بکشی
سوجین: قرار خوش بگذره خو اون وقت چه سودی برای من داره
گوان شیک: اگه موفق بشی هم به عنوان دست راست و هم پول خیلی خوبی گیرت میاد اینم سود تو چطوره؟
سوجین: باشه قبوله فقط بگو اطلاعات رو برام بفرستن( رفت بیرون)
ویو گوان شیک: بعد از اینکه اون دختره رفت با خودم خندیدم گفتم دختره احمق من فقط دارم ازت سو استفاده میکنم تا شهرت مو بالا ببرم (درحال خندیدن)
ویو سوجین: اومدم بیرون خیلی عصبی بودم با خودم گفتم میکشمت مرتیکه عوضی بعد اینا نوبت تو هم میرسه(درحالی که داشت میرفت)
ویو سوجین: بعد گرفتن اطلاعات رفتم آماده شدم بعدش رفتم سمت پارکینگ و سوار ماشینم شدم رفتم پیش (لی سوک مافیا رتبه 10 یکی از و باهوش ترین و باتجربه‌ترین باند رو داره و عمارتش بیرون از شهر بود رسیدم به یه عمارت بزرگ که معلوم بود مال لی سوک هستش
سوجین: لعنتی عجب عمارتی داره
پایان پارت 2
امیدوار که خوشتون اومد باشه🙂
تو کامت ها بگین خوب بود یا نه
دیدگاه ها (۰)

https://wisgoon.com/victaria_mj.2خوشگلم فالو شه 💜💜

(کشتار مافیا) «پارت 1»11سال قبل گو هاجین: لطفا بهمون رحم کن ...

اسم رمان : کشتار مافیا « ژانر : عاشقانه / مافیای / جنایی /...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط