{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمانی که بهم گفتی ازت بدم میاد در چشمانم اشکی جمع شد و اش

زمانی که بهم گفتی ازت بدم میاد در چشمانم اشکی جمع شد و اشک هایم سرازیرشد ولی اصلا برام مهم نبود چون من با تمام وجودم تورو دوست داشتم 🥺😣
دیدگاه ها (۱)

فیک استاد کیم پارت سه+پس کاری ندارین خدا نگه دار داشتم میرفت...

جونگ کوکا واقعا ۲۹ سالت شد ؟ تو هنوز برای آرمی ها و اعضا همو...

خیانت در اوج اعتماد میفتد....تصورم از اینکه به یکی همه ی محب...

پارت ۳۲جونگکوک حقیقت دیگری را پنهان کرده بود.سال‌ها قبل، او ...

Thousands of times more than you think...🙃

من یه حرف مختصر درباره‌ی بستن چنل نیما بگم .من برام مهم نیست...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت نوزدهم: طوفانِ خشم و سکوتِ مرگبار ⛓️...

من این فیک و از اول برای یه آدم دیگه ای شروع کردم...حتی یه ت...

منی که همیشه به خودکشی فکر میکنم ....... نمیتونم قول بدم 😭😭😭...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط