{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My Vampire Mate Season 2 part : 93

به حرف با نمکش خندید و وقتی زخم هایش همکاری نکرد چهره در هم کشید و لرزید
_ اِما تو اونا رو شرمنده میکنی بحثی در کار نباشه من چشم دارم و میتونم ببینم
با شستش گونه ی او را نوازش کرد
_ و من میدونم که هیچکدوم از اونا به اندازه ی دورگه ی نمیتونن به زیبایی زیر نور ماه زوزه بکشن
+ گرگینه پرو!
خم شد تا لب هایش را ببوسد ولی با صدای جیغ آنیکا از طبقه‌ی پایین پشیمان شد
در حالی که به یک دیگر اخم میکردند آنیکا با فریاد به شخصی گفت :
÷ منظورت چیه ما یه قبض 6 رقمی با کارت اعتباری داریم؟
ᚐ  ᚐᚐ      🥀      ᚐᚐ  ᚐ
اِمای باور نکردنی
اِما قاتل پادشاه
اِما جزو سه خون شاهی
کتاب جنگجویانش را ورق زد
رجین، نیکس و آنیکا او را بردند و او اصرار کرده بود که جیمین را ببرد...در اتاق جنگ با پایه های آراسته و باستایی که نور رویش تابیده میشد
آنها آن را از زیر پلکسی گلاس { نوعی پلاستیک هست که در زمینه های مختلف کاربرد داره از جمله می توانیم به کارهای تزئینی، صنعتی ،پزشکی، نظامی و ... اشاره کرد دو ویژگی مهم این نوع پلیمر شفافیت و مقاومت در برابر عوامل جوی می باشد در انواع مرغوب این کالا، شفافیت از شیشه نیز بیشتر میباشد } در آوردند و صفحه‌ی اِما را باز کردند
نقاشی شبیه او کشیده شده بود و زیرش به زبان قدیمی القابش نوشته شده بود کنار یک جنگجوی بزرگ دیگر
جنگجو
ج...ن...گ...ج....و.....
معرکه تر از آن بود که باور کردنی باشد
اِما با شستش کلمات برجسته را روی برگه لمس کرد
قاتل دمیستریو، پادشاه خون آشامان هورد قدیمیترین و قدرتمند ترین خون آشامان به تنهایی تصمیم به جنگ گرفت
اِما با سرزنش ابرویش را برای آنیکا تکان داد و آنیکا چانه اش را بالا گرفت
' ملکه جیمین ، پادشاه لیکاها دختر عزیز هلن و همه‌ی والكرى‌ها '
+ به رزومه‌ی من نگاه کن!
اشک ریخت
+ توی کاغذ خوب بنظر میام!
رجین ناله کرد
× گریه نکن این خیلی چندشه
× و تو جای بیشتری رو برای فضای بیشتر داری {توی کتاب جنگجوها جای اضافه براش گذاشتن}
فس فس کرد ، نیکس به علت آینده نگری دستمالی به او داد تا اِما صورتش را پاک کند
+ خب، البته..
نیکس گفت : ^ در حالی که تو یه ابدیتو صرف هیچ کاری بجز ، غلتیدن روی گرگت میکنی ما فضای بیشتری رو برای بچه های بی‌باک و حماسه گر شما گذاشتیم
صورت اِما سرخ شد و حس کرد که جیمین بطور حمایتگرانه دستش را روی بازویش گذاشت و او را به خودش فشرد
جیمین گفت :
_ ما تصمیم گرفتیم بچه ای نداشته باشیم
نیکس اخم کرد
^ خب من معمولا وقتی آینده رو میبینم اشتباه نمیکنم ولی اگه هر دوتون انقدر مصممین هیچوقت غذای انسان نخورین ، مخصوصا برای هفته ها و پشت سر هم وگرنه زودتر از یه خرگوش باردار میشین!
اِما به آرامی گفت :
+ ولی من نمیتونم...من یه خون آشامم و ما نمیتونیم بچه داشته باشیم
نیکس و آنیکا هر دو اخم کردند
^ البته که میتونی فقط باید تغذیه ی مختلفی داشته باشی
وقتی جیمین همچنان قانع نشده به نظر میرسید آنیکا گفت :
÷ دربارش فکر کن همه‌ی انسان‌ها چیکار میکنن که افراد لور نمیکنن؟ اونا غذا میخورن و تولید مثل میکنن اینا به هم بی ارتباط نیستن
قلب اِما به تپش افتاد بیاد حرف دمیستریو افتاد که گفته بود قبل از بارداری با هلن از غذای انسانی میخوردند
+ و يه ليکا با يه...والكرى ؟
^ میتونی یکم تحمل کنی؟
نیکس خندید
^ کاملا و به معنای واقعی کلمه منطقیه، میدونی که اولین باری نیست که گونه های مختلف با هم بچه دار میشن
نگاهش را دور خانه گرداند انگار دنبال کسی در خانه میگردد، سپس نگاهش را گرفت
^ خون آشام هایی که میتونن زیر خورشید برن، لیکا هایی که میتونن صاعقه درست کنن ، والکری هایی که شب ها با لذتی کامل جنگل ها رو اداره میکنن
صورتش حالت محترمانه ای داشت
^ و اونا قدرتمند میشن، درست مثل تو
اِما نگاهش را از نیکس به آنیکا برگرداند
+ چرا بهم نگفتی؟
آنیکا کف دستانش را بالا گرفت و سرش را تکان داد
÷ من هیچوقت فکر نمیکردم در مورد این چیزا فکر کنی چه برسه که زیر انجام همچین کاری بری

سلام به عزیزان گلم اشتباهی واستون کاور اشتباهی پارت جدید پست کردم ، فکر کردم پاکش کردم ولی پاک نشده بود الان با کاور اصلی گذاشتم واستون لایک و نظرهای خوشگلتون واسم بزارید عزیزان گلم حمایت فراموش نشه پارت بعدی پارت پایانی رمانه لطفا قشنگ از این پارت حمایت کنید عزیزان
دیدگاه ها (۱۴)

فیک نویسه عزیزان حمایتش کنید

My Vampire Mate Season 2 part : 92

My Vampire Mate Season 2 part : 91

My Vampire Mate Season 2 part : ۷۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط