{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عسلچه ها حال نویسندمون بده تو کامنتا بهش روحیه بدید

اعتراف کن کاپیتان پارت ۱۰

جونکوک 😈
جونکوک: آها پس هرچی بگم امروز گوش میدی ...
تهیونگ: اگه باعث نشه که باز هوپی رو سوزن به دست ببینم...آره
جونکوک: آخی درد اومد دوختت!
تهیونگ: خوب اونجا بودی ! هر حرصی داشت رو من خالی کرد
جونکوک: تلخ نکن خودتو! خوشحالم کمکت کرد موقع عوض کردن باند هات زخمتو دیدم
تهیونگ: جدی؟
جونکوک خودشو بیشتر به آغوش مرد تکیه داد
جونکوک: هوم ...
تهیونگ: خُب؟
جونکوک: باهات قهرم!
تهیونگ ناگهان با تعجبی عمیق نگاهش کرد و با چهره جدی و اخمو او مواجه شد
تهیونگ: این چه قیافه اییه ! چرا قهری؟
جونکوک: نمی‌دونم! برو فکر کن ببین چرا قهرم بای بای کاپیتان ...
جونکوک ناگهان عقب کشید و داشت می‌رفت که ...
تهیونگ عقب کشید و رفت روی صندلی چرخدار پشت میزش نشست و گفت
تهیونگ: بیا اینجا ...
جونکوک: نخیر دارم میر،،،
تهیونگ: بیا ببینم!
جونکوک آروم اومد و روبه مرد ایستاد...
جونکوک: خب کاپیتان بفرمایید ؟
جونکوک دید که تهیونگ با انگشت به او اشاره داد که بچرخه و پشت کنه ،کمی تعجب کرد مرد داشت چیکار میکرد ... وقتی برگشت ناگهان با احساس یک«اسپنک محکم» تقریباً مثل فنر از جا پرید!!!
جونکوک: یآاااااا!!! آخ آخ آخ سوختم چرمی‌زنیم!؟!؟!؟؟؟؟؟؟؟
تهیونگ ناگهان دست سالمش رو دور کمرباریک پسر انداخت و تقریباً اونو بین پاهای خودش روی صندلی نشوند و با چرخاندن پایین تنش و محکم گرفتن او در کنار گوش او زمزمه کرد
تهیونگ: کی به تو اجازه داد با من قهر کنی ها!؟
جونکوک: تهیونگ اینبار مچمونو بگیرن هوپی جفتمونو می‌کنه تو کیسه اجساد می‌فرسته کره شمالی!!!
تهیونگ: پس ناله هاتو کنترل کن!

.
.
.
پنجه دقیقه بعد جونکوک روی میز کار پُر از کاغذ و پرونده کاپیتان خم شده بود و پایین پیراهن نظامیش رو به دندون گرفته بود که صداش درنیاد اما خب ...با وجود تهیونگی که پشت سرش ایستاده بود روش خیمه زده بود و از پشت عمیق و خشن دقیقا روی پروستاتش می‌کوبید این اجازرو نمی‌داد ...
ته یونگ دست سالمش رو روی لبه میز ستون کرده بود که وزنش روی بدن جونکوک نیفته ... اما جونکوک سعی کرد با عقب آوردن دستش و لمس پهلو و رون پای مرد که از شلوار پایین رفتشون مشخص بود کمی از شدت ضربات مرد کم کنه که ... با گیر افتادن هردو دستش و جمع شدن به وسیله دست سالم تهیونگ افتادن وزن تهیونگ روی کمرش و پانچ شدن هردو به میز اصلأ موفق نبود

ته یونگ:(کنار گوش جونکوک) مطمئنی هنوزم قهری بانی؟ پس این باسنی که برای من سفت میشه مال کیه؟... هوم


شرط اپ پارت بعد روحیه دادن به نویسندمون که با وجود حال بدش پارتو رسوند
دنیای تهکوک اگه از اکسپلور میای فالو کن کیوتی(^-^) #bts #bts_army #taekook #rm #jin #suga #J_HOPE #jimin #teahyung #jk#بی_تی_اس #کیم_نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #تهکوک #کیپاپ #کیدراما
دیدگاه ها (۳۶)

اعتراف کن کاپیتان پارت ۱۱

اعتراف کن کاپیتان پارت ۹

بعد از مدتا یه نامجینمون نشه(*^^*)

اعتراف کن کاپیتان پارت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط