{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه بار یه ارمی می‌رفته دیداره تهیونگ و اونجا دفترچه خاطر

یه بار یه ارمی می‌رفته دیداره تهیونگ و اونجا دفترچه خاطراتش رو نشون تهیونگ داده
نوشته بود:( تنها آرزوی من اینه که تهیونگ و ببینم و من سرطان دارم و سه ماه بیشتر زنده نیستم)
تهیو اونجا گریه‌اش می‌گیره و وقتی اعضا ازش می‌پرسن چرا گریه می‌کنی؟
اونم ماجرارو براشون تعریف میکنه و همه گریه‌شون میگیره
دیدگاه ها (۱)

‌🪐 ‌‌ ♡ ㅤ  ❍ㅤ    ⎙ㅤ     ⌲   ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ    ˢᵃᵛᵉ     ˢʰᵃʳᵉ️    ˡᶦ...

‌🪐 ‌‌ ♡ ㅤ  ❍ㅤ    ⎙ㅤ     ⌲   ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ    ˢᵃᵛᵉ     ˢʰᵃʳᵉ️    ˡᶦ...

‌🪐 ‌‌ ♡ ㅤ  ❍ㅤ    ⎙ㅤ     ⌲   ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ    ˢᵃᵛᵉ     ˢʰᵃʳᵉ️    ˡᶦ...

پارت سیزدهم پیام از طرفه تهیونگ بود ولی این چیزی نبود که جون...

عشق یک طرفه 💗پارت ۲سویون با عجله و در حالی که چشماش از گریه ...

پارت ۲۸ات یه چاقو از تو آبدارخونه اونجا برداشت و رفت تو حیاط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط