{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قبول نکن اگه گفتم دستم خورد (زنگ خورد)..

ما خیلی چیزا رو تجربه نکردیم..
مثل بغل کردن هم..
خوردن بستنی قهوه..
بیرون رفتن..
قدم زدن تو سرما،گرما،هوای ابری و بارونی،افتابی،برفی
حرف زدن راجب علاقیمون..
فرستادن آهنگ برا همدیگه..
گرفتن دستامون..
دریا رفتن..
زیر بارون همو بوسیدن....
ولی من...
بازم عاشقتم..
درسته سال ها کنار هم نبودیم اما..
تو تمام منی پسر..
اما خب ..
قلبمو شکوندی..
شاید بمیرم شایدم نه..
ولی اگه یروز اومدی دیدی یه دختر نشسته توی شهرت گریه میکنه..اسمتو صدا میزنه..
بدون اون منم..
چون کرجو وحدتو تهران....
فقط تورو یادم میاره..
دیدگاه ها (۰)

حقیقت اینه که ما کم کم از هم دور شدیمموضوع عادی شدنِ اوضاع ن...

فصل دوم ⁴⁵💕🐻فصل دوم

☆خون شیرین ☆ p6

᥇ꫀꪀꫀꪖ𝓽ꫝ 𝓽ꫝꫀ ᭙ꪖꪶꪶ𝘴 • ۱*ویو نویسنده*هوا افتابی و گرم بود. باد ...

قسمت دوازدهم میگن دل شکسته رو عزیز دل شکسته میشناسه . گریه...

گفته بودم تا امار ۸۰ تایی فعالیت نداریم ولی دلم نیومد. ی چیز...

★عاشق آیدلت میشی و... p³(End)جوری صحبت میکرد انگار دوست چند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط