{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روایتهای میناب رو میخوندم

روایتهای میناب رو میخوندم
بعضی شهدا خیلی کم لطفی کردیم مثلا محمد مهدی جنگچی

این بچه رو خدا بعد ۲۵سال به پدر و مادرش داد!
همین یه بچه هم داشتن، خیلیه‌هاااا
۲۵سال صبر کردن برای اومدنت و با یه موشک پرکشیدی🕊
واما «داستان تکان دهنده دانش آموز شه/ید محمد مهدی چگینی»»
در یکی از تلخ ترین روایت انسانی پس از حمله به مدرسه مینا، والدین مینایی که پس از ۲۵سال انتظار ودعا صاحب فرزند شده بودند
تصمیم گرفتندپیکر فرزند دلبندشان شه/ید محمد مهدی چگینی را درهمان پارک روبروی خانه شان که فرزندشان همیشه در آن بازی می کرد دفن کنند تا برای همیشه درکنار خانه و زیر نظرشان باشد.
محمدمهدی ۱۰ ساله، قاری و مداح اهل بیت بود. مادرش گفت که فهم و درک محمدمهدی دو برابر سنش بود. برنامه محفل شبکه ۳ را خیلی دوست داشت.
محمد مهدی، تنها فرزند خانواده و کمک کار در شغل پدر و مادرش در پخت نان محلی بود.
پدر شه/ید دانش‌آموز «محمدمهدی جنگیچی» چنین روایت می‌کند: به پسرم گفتم بابایی گناه دارم. چندشب تا حالا دارم دنبالت می‌گردم. بَسَم نیست بابا؟! خداروشکر پیداش کردم.
#مدرسه_میناب
دیدگاه ها (۰)

💠 فصل دوم «سرو سپید سرخ» از هفته آینده روی آنتن می‌رودفصل دو...

خودش تافل داره و چند زبان زنده دنیارو بلده. پسرش تو بدترین ش...

لئوناردو در ۱۴ یا ۱۵ آوریل ۱۴۵۲ م در شهر تپه‌ای وینچی در توس...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۹‌فلش‌بک - خاطرات ۱۴...

🦋روایت عجیب شهیـــــد محمــد مهــدی جنگچی از شهدای دانش‌آموز...

‏✅ روایتهای میناب رو میخوندمبعضی شهدا خیلی کم لطفی کردیم مثل...

روایتهای میناب رو میخوندمبعضی شهدا خیلی کم لطفی کردیم مثلا م...

روایتهای میناب رو میخوندمبعضی شهدا خیلی کم لطفی کردیم مثلا م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط