بچه ها من چند روز میرفتم خونه مامان بزرگم پیش دوستام بعد
بچه ها من چند روز میرفتم خونه مامان بزرگم پیش دوستام بعد با همه پسرا دعوا کردم فششون هم دادم بعد یکی از لاشی هاشون اومد گفت که سگ بدون قلاده به من میگن سگ چون همشونو یه بار ریدم بهشون
حالا امروز یکیشونو جوری زدم داخل کمرش که دست خودمم درد اومد😅😎🩸🔪
حالا امروز یکیشونو جوری زدم داخل کمرش که دست خودمم درد اومد😅😎🩸🔪
- ۵.۴k
- ۰۶ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط