{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه ها من چند روز میرفتم خونه مامان بزرگم پیش دوستام بعد

بچه ها من چند روز میرفتم خونه مامان بزرگم پیش دوستام بعد با همه پسرا دعوا کردم فششون هم دادم بعد یکی از لاشی هاشون اومد گفت که سگ بدون قلاده به من میگن سگ چون همشونو یه بار ریدم بهشون
حالا امروز یکیشونو جوری زدم داخل کمرش که دست خودمم درد اومد😅😎🩸🔪
دیدگاه ها (۱۲)

من تنها کسی بودم که به حرفات گوش دادممن تنها کسی بودم که موق...

یک بار بخاطر گوه خوریشون تا یک سال باهشون نه حرف زدم نه جواب...

فقط افراد کمی خوندنش😅

بچه ها امروز یه لاشی بهم گفت دختری یا پسر افتادم دنبالش فرار...

این پارت رو ویسگون پاک کرده بود من دوباره گذاشتم🫀(پارت ۱)سلا...

بزن رو ادامه >>>تا رمان ببینی هنوزنم منتظرم تا مامانم برای ح...

پارت ۵ازدواج اجباری 🌔ویو ا.ت 🍷وقتی رفتم داخل خونه رفتم دوش گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط