پنجره سیاوش قمیشی

پنجره ای رو به ایستگاه قطارم؛
با منظره ای مکرر از وداع...

آدم های زیادی هرروز
مقابل چشم های من خداحافظی می کنند،
چمدان های زیادی هرروز
مقابل چشم های من ایستگاه را ترک می کنند،
و تنها من می دانم که هیچ آدمِ چمدان به دستی را
دوبار در ایستگاه ندیده ام؛

آنان که رفته اند،
برای همیشه رفته اند...


🎵 #پنجره
🎤 #سیاوش_قمیشی
دیدگاه ها (۶)

ترس " شادمهر

شادمهر

شاه بیت

پنجره سیاوش قمیشی

مادر نامت را که می نویسمقلم می لرزددل می لرزدجهان آرام می شو...

Sunflower part : 4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط