{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

_چَندسالِ‌پیش‌یکی‌ازلاتایِ‌مَحلمون‌عاشِق‌شد.

_چَندسالِ‌پیش‌یکی‌ازلاتایِ‌مَحلمون‌عاشِق‌شد.
ازینابودکهِ‌شَلوارشیش‌جیب‌میپوشنُ
یقشون‌تاناکجابازه ..
عاشقِ‌یه‌دُخترچادریَم‌شده‌بود!
هِی‌رفت‌پِی‌دخترهِ..
هِی‌جواب‌رَدشنید!
یه‌مدت‌خبری‌ازش‌نَبود..
بَعدازشیش‌ماه‌پِیداش‌شد،
دیدم‌‌یَقه‌دیپلمات ،
موی‌شونه‌کردهِ‌وتسبیح‌و ..
میگفت:دوماهِه‌ازدواج‌کردن..
فَقط‌خواستم‌بگَم‌عشق‌کارنداره
توکی‌هَستی‌وکُجاهَستی..
میزنهِ‌پدرتُ‌ودرمیاره ꧇)❤️🌱

📚@romansara31
دیدگاه ها (۰)

#قسمت_هفدهم#داستان_پستچیهیچ جاده ای در زندگی بن بست نیست.اگر...

داستان کوتاه و عاشقانه پستچیقسمت هفدهمهیچ جاده ای در زندگی ب...

✨دختر لجباز پسر مغرور✨پارت چهارمبعد از تعریف ماجرا یونگ ده و...

وانشات تک پارتی تهونگ(غمگین)

دختر من ۲۲

دختر مافیا پارت ۳۰

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART⁹(...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART³(نایون+)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط