سخته برام

سخته برام...
عمه من آغوش بابامو میخواهم
سه سالمه نمیتونم دو قدم راه بیام چه بی‌خیال نشستیم
نه کوششی نه وفایی . .
فقط نشسته و گفتیم
خداکند که بیایی :)💔
دیدگاه ها (۱)

به کدامین گناه؟ مگه ما چیکار کردیم چرا این کار رو با ما میکن...

اذانم چون علی داردنجاتم می‌دهد آخر....اگر دنیا جوابم کرددنیا...

دودوتا چهارتا نمیشهدودوتا هرچی امام حسین بگهباور نداری؟هوادا...

بیقرار توام آنگونه که خودمیدانیو ز چشمم غم دلتنگی من میخوانی...

千卂ㄒ乇 ۲卩卂尺ㄒ : ۷غرغر کنان گفتم:دیگه نصف راه رو رفتیم میخوای بر...

p22شب شده بود. ساحل خلوتِ خلوت. آتیش جلوشون جرقه‌جرقه می‌کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط