سناریو
سناریو
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
افراد بی جنبه نیاین❗❗❗❗
سناریو
×××××××××××××××××
مایکی و سنجو تازه از مامورئت برگشته بودن ( رفتن هتل)
سنجو نگاهی به مایکی انداخت و دید که صورتش سرخ شده بود (بیش از حد) دستشو گذاشت روی صورت مایکی
سنجو:،....گندش بزنن خیلی تب داری
+....، تب من برای سرما خوردگی نیست
....
مایکی سنجو گرفت تو بغلش تب من برای علاقه ی بیش از حد من به توست•
. سنجو صورتش سرخ شده بود مایکی لب هاشو روی لب های سنجو گذاشت هردو داشتن از سرخی منفجر می شدن
مایکی:....سنجو...ام.... میای....ی...انجامش بدیم
سنجو:....امممم(به معنی اره)
بعد مایکی شروع کرد به مکیدن س/ینه های سنجو کرد
سنجو:...ام....مایکی ..آروم.. تر .....هنق
مایکی نتونست مقاومت کنه و کی/ر شو در آورد
سنجو هم سرخ شده بود
سنجو:چی..؟؟😨😳
مایکی دست های سنجو رو به دیوار پسبوند و سنجو هم پاشو دور مایکی حلقه کرد (اوغففف داریم ب جاهای باریک می کشیم)
و مایکی ک/یر شو کرد داخل سنجو ،سنجو سعی میکرد داد نزنه درد عجیبی شکمش و پر کرده بود و مایکی سعی میکرد جلوی خودش بگیره
و مایکی داخل سنجو کا/م شده بود سنجو به مایکی گفت بهتره داخل من کا/م نشی چون بد تموم میشه
+،دیر گفتی
سنجو:.....هنق...امم
شب که خواستن بخوابن مایکی سرشو گذاشت روی سینه ی سنجو و بهش میگفت
خیلی دوستت دارم
ادامه دارد........
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
افراد بی جنبه نیاین❗❗❗❗
سناریو
×××××××××××××××××
مایکی و سنجو تازه از مامورئت برگشته بودن ( رفتن هتل)
سنجو نگاهی به مایکی انداخت و دید که صورتش سرخ شده بود (بیش از حد) دستشو گذاشت روی صورت مایکی
سنجو:،....گندش بزنن خیلی تب داری
+....، تب من برای سرما خوردگی نیست
....
مایکی سنجو گرفت تو بغلش تب من برای علاقه ی بیش از حد من به توست•
. سنجو صورتش سرخ شده بود مایکی لب هاشو روی لب های سنجو گذاشت هردو داشتن از سرخی منفجر می شدن
مایکی:....سنجو...ام.... میای....ی...انجامش بدیم
سنجو:....امممم(به معنی اره)
بعد مایکی شروع کرد به مکیدن س/ینه های سنجو کرد
سنجو:...ام....مایکی ..آروم.. تر .....هنق
مایکی نتونست مقاومت کنه و کی/ر شو در آورد
سنجو هم سرخ شده بود
سنجو:چی..؟؟😨😳
مایکی دست های سنجو رو به دیوار پسبوند و سنجو هم پاشو دور مایکی حلقه کرد (اوغففف داریم ب جاهای باریک می کشیم)
و مایکی ک/یر شو کرد داخل سنجو ،سنجو سعی میکرد داد نزنه درد عجیبی شکمش و پر کرده بود و مایکی سعی میکرد جلوی خودش بگیره
و مایکی داخل سنجو کا/م شده بود سنجو به مایکی گفت بهتره داخل من کا/م نشی چون بد تموم میشه
+،دیر گفتی
سنجو:.....هنق...امم
شب که خواستن بخوابن مایکی سرشو گذاشت روی سینه ی سنجو و بهش میگفت
خیلی دوستت دارم
ادامه دارد........
- ۸۶
- ۱۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط