ازداوجاجباری

#ازداوج_اجباری

#ازداوج_اجباری
پارت ۱۱
رسیدیم شهربازی
از ماشین پیاده شدیم
یکنفر رو دیدم که خیلی شبیه پدرم بود
چون ازش بدم میومد رفتم و پشت یونگی قایم شدم
_چیزی شده فسقلی
+میشه بریم یه جای دیگه
_باشه
دست یونگی رو گرفتم و دویدم
رفتم پشت پاپکرون فروشی ها قایم شدیم
رفتم جلو و سرم و به سینه یونگی نزدیک کردم
گریه ام گرفت نمیدونم چرا
_چی شده لیلی ،چرا گریه کردی (نگران و با بغض)
+م.. میشه بغ/لم کنی؟؟(با گریه و مظلومیت )
یونگی سفت بغلم کرد
واقعا به این بغل احتیاج داشتم
خیلی
بعد چند دقیقه از بغلش اومدم بیرون
_بیبینمت چرا گریه کردی
+هیچی یونگی میشه بریم خونه
_مگه تو خودت نگفتی بیایم شهربازی
+نه من دلم میخواد بریم خونه
+باشه باشه
بیا بریم
دستشو جلوم دراز کرد و گرفتمش
نمیدونم چرا ولی مهربون شده بود
رفتیم و تو ماشین نشستیم
و من خوابم برد
ویو یونگی ::
در راه رفتن به خونه بودیم
لیلی خوابش برده بود
واقعا تو خواب خواستنی بود
یواشکی جوری که نشنوه گفتم
_چرا من دوست نداشته باشم ؟؟
واقعا منم دوسش داشتم
فقط نمیدونستم چطور بهش بفهمونم که دوسش دارم

بح یونگی افتراف کردی ولی تو هنوز لایک و کامنت نذاشتی
خیلی بیشعوری 😭😭😭😭
#بی_تی_اس
#بلک_پینک
#استری_کیدز
#بیبی_مانستر
#کیپاپ
#کیدراما
#رمان
#لیسا
#یونگی
#والریا
دیدگاه ها (۸)

Cruel Love پارت ۴ ‌ تهیونگ گفت که چهار تایی بریم بیرون (لار...

پارت ششسانا: اگر حرفم رو باور نکردی اشکال ندارهفقط بهم گوش ک...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

درگیریما الان میگید داداش چقدر تو پیکمی ای_😎🥀چیز دو سه هفته ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part22از روصندلی پاشد منم پاشدممن:مامان میرسو...

پنهان عشق

پارت ۴ (سرنوشت)

۵٬۶ روز نبودم ، دیگه خودتون ببینید❤بچه ها دیشب ما طبس موندیم...

تکپارتی درخواستی#وقتی میگیم یونگی میشه برام عروسک بگیری ؟ 🎀ب...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط