{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P

P.1
_

+خب آقای جئون نمیخواید شروع کنید؟

-من..من فقط به سرپرستی گرفتمش، خواستم ازش مراقبت کنم ولی نتونستم.
اینقد بد بودم که ازم پنهون کرد؟

قلبشو ازش گرفت،
چون قلبش پر از اون شده بود.

-میدونی چیه، من فقط قرار بود بعنوان پدرناتنی بالا سرش باشم و حواسم بهش باشه ولی عاشقش شدم.

+عاشق دختری که 12 سال ازت کوچیکتره؟

- تازه فهمیدم عشق یعنی چی.
ینی اینکه وقتی عاشقش میشی دیگه تفاوت سنی و نقاط ضعفش برات مهم نیس و اهمیتی نداره.
فقط میخوایش

+خب؟
_
ادامه دارد... .
دیدگاه ها (۰)

P.3_اعتقادش همچنان مرده بود.عشق در نگاه اول؟ نو اصلابعد از ا...

P.2_رفت سمت دفتر منیجرشدرو باز کرد و خودشو روی مبل ول کرد.جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط