{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P

P.3
_
اعتقادش همچنان مرده بود.
عشق در نگاه اول؟ نو اصلا

بعد از اون قرار تونستن باهم قرار داد ببندن و کار کنن اما جونگکوک زیادی به دخترک سخت میگرفت

جونگکوک: اصلا راه رفتن عادی بلدی؟
اینقد خجالتی؟
تو اخر یه کاری میکنی برندمون کم فروش شه
خستمون کردی
چرا اینقد خراب میکنی؟
هیچکدوم ازینا بهت نمیاد بنظرم نیا شو

ونوس تمام تلاششو میکرد
میخواست نسبت به حرف های جئون بی اهمیت باشه ولی نمیتونست و افسرده شده بود.

روز شو رسید.
اولین شو جونگکوک و ونوس

جونگکوک قبل شو رفت سمت ونوس و حالت تحدید آمیز توی گوش ونوس گفت:

بهتره نشون بدی کی هستی و گند نزنی.

آهنگ پخش شد و هردو رفتن روی صحنه.
همه غرق جذابیت جونگکوک شده بودن.
اون لباس های جدید زیادی به تنش مینشست.
تا اینکه وسط استیج، ونوس بهش ملحق شد.
وقتی وارد صحنه شد انگار خورشیدی که سال هاست خوابیده و دوباره طلوع کرده.
با چشم های خمارش قدم برمیداشت
کنار کوک ایستاد، اینجا بود که کوک از شدت تعجب نمیتونست چشم ازش برداره.
زیباییش!
همونجور قدم های ونوس رو دنبال میکرد.
اون واقن بی نقص بود.

جونگکوک: عشقم رو ازم گرفتی...؟
_
پایان... .
دیدگاه ها (۰)

P.2_رفت سمت دفتر منیجرشدرو باز کرد و خودشو روی مبل ول کرد.جو...

P.1 _ مثل هر روز با استایل کالوین کلین رفت روی صحنه. پیراهن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط