منگرگشدم

من گرگ شدم
چون رفیقم نارفیقی کرد
گرگ شدم چون رفیقم روباه شد مرا
به خرگوش های جنگل فروخت
من یه گرگ زخمی شدم
اما وای به روزی که که زخم هایم خوب شود
تک تک روباه ها را تا جان به تن دارم میدرم....
دیدگاه ها (۵۹)

*جالب و دیدنی*

دو روز پیش خیلی درد داشتم وشب خیلی گریه کردم و مادرم رو صدا ...

کمک کنین ای آدمافصلا زمستونی شدهخنده کمه روی لباباز چشا بارو...

حرف و نصیحت پدر بزرگها و مادر بزرگها رو باید از طلا نوشت...م...

☬⁠。⁠)⁩ عشق آغشته به خون (。☬⁠。⁠)⁩(。☬⁠。⁠)⁩پارت ۸۶ 。☬⁠。⁠)⁩جان آ...

آینه جنگل مانند اقیانوسی روحم را لمس می‌کرد ، حسی عجیب بود و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط