{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ظن من این بود که با دیگری ما میشوی

ظن من این بود که با دیگری ما می‌شوی!
بعد از آن هم می‌رود او، پس تو تنها می‌شوی!

با خودم گفتم که شاید آن زمان من دیدمت!
باز هم در قلب من آیا تو هم جا می‌شوی؟!

تو که رفتی و خیالاتت شده افکارِ من!
دیدمت، اما نفهمیدم که دنیا می‌شوی!

آه ای معشوق بی‌احساس منِ رفتی چرا؟
تشنه بودم من، چرا با او تو دریا می‌شوی؟

می‌رود او، مثل تو، مثل هزاران داستان
دل‌شکسته، خسته و افسرده، چون ما می‌شوی!

#نازنین_حاصلی
دیدگاه ها (۱)

بدترین حالتی که ممکنه برای یه آدم پیش بیاد اینه که همزمان هم...

حال و اوضاعِ این روزام رو فقط هوشنگ گلشیری بزرگوار میتونه با...

شعرهایم از خودم سرسخت‌ تر دل بسته‌اندمن فراموشت کنم،این‌ها ک...

یه روانشناسی بود حرف خیلی قشنگی میزد، میگفت:رفتار آدما انعکا...

متاسفانه بقیه اش جا نمیشد..p1

سناریو تی اکس تی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط