I need youre body
I need you're body 2
part 1
و با دیدن اون صحنه پاهام شل شد نمیتونستم باور کنم ولی هم من هم بابام تو شک بودیم و باورم نمیشد که سفیرشون جومونگ بود ( کلیلیلیلیلیلی)
و هر سه تامون به خاطر رئیس شرکت چیزیزبه روی خودمون نیاوردیم بعد از اینکه کوک اومد نشست نگاه های سنگینش رو روم احساس میکردم
ویو کوک
وقتی از در سالن وارد شدم انگار دوباره متولد شدم و نمیتونستم چشم از پدیده ای که دوماهی میشد گمش کرده بودم بردارم اما متاسفانه رئیس شرکت رفتم و نشستم سر میز متوجه میشدم که چقدر اون هم تو شکه
ویو نیلا
انقدر حالم بد بود و بغض کرده که دلم میخواست برم بغلش کنم و همونجا تا صبح گریه کنم اشک تو چشمام جمع شده بود که بابام متوجه حال بد من شد و با رئیس شرکت صحبت کرد و گفت که العان واسه مذاکره وقت خوبی نیست دیگه با یه بدبختی بابام راضیشون کرد دو روز دیگه همینجا دوباره بشینیم سر میز از اون وقتی که جومونگ اومده بود یک نگاهم بهش ننداختم دست بابام رو میکشیدم که هرچه سریع تر بریم و آخرش هم رفتیم تو ماشین که نشستیم بغض سگی داشتم و حالم بد بود بابام گفت
آ. چی شد تو که براش جون میدادی
ن. بابا العان وقت خوبی برا شوخی نیست ( جدی)
آ. خیلخب باشه تو که حالت خوب نیست پس شیر کاکائو برات خوب نیست
ن. نههههههه غلط کردم حالم خوبه حالم خیلی خوبه
جفتمون خندیدیم رفت و یکجا دم سوپری برام شیر کاکائو خرید منه خر ذوق ( نیلا اگه شیر کاکائو هارو بدون من بخوری روزی دوبار نفرینت میکنم)
و بعدش به سمت هتل حرکت کردیم بابام رفت تو اتاقش و من هم همینطور رفتم و یه دوش بیست مینی گرفتم و اومدم بیرون افتادم رو
تخت حالا مگه خوابم میبرد
گوشیم رو برداشتم و توی اکسپلور میچرخیدم خیلی خوش حال بودم که اینستا وصله ( الهی ذلیل شی ) بعد از یکم چرخید خوابم برد
ویو کوک
نههه نه این نمیتونه واقعی باشه بعد از دوماه فاکی بالاخره جوجه کوچولوم رو پیدا کردم ( بچه ها کوک تو هتلشه ) امکان نداره بزارم از دستم در بره فردا حتما میریم و میبینمش
فرداصبح ویو نیلا
صبح بود با صدای زنگ گوشیم بیدار شدم بابام بود گوشیرو برداشتم
ن. الو ( خوابالو)
آ. الو سلام خوبی میگم من رفتم بیرون جایی کار داشتم میخوایم شب بریم خونه یکی از رفقای من جایی نریا
ن. باش
آ. فعلا
ن. خدافظ
بعد بلند شدم و رفتم دست و صورتم رو شستم و موهام رو گوجه ای بالا بستم یه سویشرت و شلوار ورزشی پوشیدم میخواستم برم تو محبته هتل یه دوری بزنم و همین کارم کردم گوشیم رو برداشتم و زدم بیرون بعد یکم پیاده روی دیگه پاهام خسته شده بود و برگشتم تو هتل از آسانسور اومدم بیرون..............
کلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی
بچه ها کاور چطوره
خداوکیلی تک تکون درباره کاور نظر بدید شیش ساعت داشتم ادیت میزدم
حمایت فراموش نشه خوشگلا
part 1
و با دیدن اون صحنه پاهام شل شد نمیتونستم باور کنم ولی هم من هم بابام تو شک بودیم و باورم نمیشد که سفیرشون جومونگ بود ( کلیلیلیلیلیلی)
و هر سه تامون به خاطر رئیس شرکت چیزیزبه روی خودمون نیاوردیم بعد از اینکه کوک اومد نشست نگاه های سنگینش رو روم احساس میکردم
ویو کوک
وقتی از در سالن وارد شدم انگار دوباره متولد شدم و نمیتونستم چشم از پدیده ای که دوماهی میشد گمش کرده بودم بردارم اما متاسفانه رئیس شرکت رفتم و نشستم سر میز متوجه میشدم که چقدر اون هم تو شکه
ویو نیلا
انقدر حالم بد بود و بغض کرده که دلم میخواست برم بغلش کنم و همونجا تا صبح گریه کنم اشک تو چشمام جمع شده بود که بابام متوجه حال بد من شد و با رئیس شرکت صحبت کرد و گفت که العان واسه مذاکره وقت خوبی نیست دیگه با یه بدبختی بابام راضیشون کرد دو روز دیگه همینجا دوباره بشینیم سر میز از اون وقتی که جومونگ اومده بود یک نگاهم بهش ننداختم دست بابام رو میکشیدم که هرچه سریع تر بریم و آخرش هم رفتیم تو ماشین که نشستیم بغض سگی داشتم و حالم بد بود بابام گفت
آ. چی شد تو که براش جون میدادی
ن. بابا العان وقت خوبی برا شوخی نیست ( جدی)
آ. خیلخب باشه تو که حالت خوب نیست پس شیر کاکائو برات خوب نیست
ن. نههههههه غلط کردم حالم خوبه حالم خیلی خوبه
جفتمون خندیدیم رفت و یکجا دم سوپری برام شیر کاکائو خرید منه خر ذوق ( نیلا اگه شیر کاکائو هارو بدون من بخوری روزی دوبار نفرینت میکنم)
و بعدش به سمت هتل حرکت کردیم بابام رفت تو اتاقش و من هم همینطور رفتم و یه دوش بیست مینی گرفتم و اومدم بیرون افتادم رو
تخت حالا مگه خوابم میبرد
گوشیم رو برداشتم و توی اکسپلور میچرخیدم خیلی خوش حال بودم که اینستا وصله ( الهی ذلیل شی ) بعد از یکم چرخید خوابم برد
ویو کوک
نههه نه این نمیتونه واقعی باشه بعد از دوماه فاکی بالاخره جوجه کوچولوم رو پیدا کردم ( بچه ها کوک تو هتلشه ) امکان نداره بزارم از دستم در بره فردا حتما میریم و میبینمش
فرداصبح ویو نیلا
صبح بود با صدای زنگ گوشیم بیدار شدم بابام بود گوشیرو برداشتم
ن. الو ( خوابالو)
آ. الو سلام خوبی میگم من رفتم بیرون جایی کار داشتم میخوایم شب بریم خونه یکی از رفقای من جایی نریا
ن. باش
آ. فعلا
ن. خدافظ
بعد بلند شدم و رفتم دست و صورتم رو شستم و موهام رو گوجه ای بالا بستم یه سویشرت و شلوار ورزشی پوشیدم میخواستم برم تو محبته هتل یه دوری بزنم و همین کارم کردم گوشیم رو برداشتم و زدم بیرون بعد یکم پیاده روی دیگه پاهام خسته شده بود و برگشتم تو هتل از آسانسور اومدم بیرون..............
کلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی
بچه ها کاور چطوره
خداوکیلی تک تکون درباره کاور نظر بدید شیش ساعت داشتم ادیت میزدم
حمایت فراموش نشه خوشگلا
- ۱.۳k
- ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط