{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ ☆

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ ☆

امروز اولین روز کاریم بود.

از دیشب هزار بار با خودم تمرین کرده بودم اگه یکی از اعضای BTS رو دیدم چی بگم.

میشناسمشون، تاحالا باحاشون کار نکردم اصلا فکر نمی کردم ببینمشون.

ولی الان که جلوی در شرکت وایساده بودم، انگار مغزم خاموش شده بود.

دستام یخ کرده بود عرق سرد میریخت

«خانم؟»

سرمو برگردوندم.

یکی از کارکنای شرکت لبخند زد.

ـ شما همون طراح لباس جدیدین؟

ـ ب.. بله

ـ بفرمایید، همه منتظرن.

آروم دنبالش راه افتادم.

تا رسیدیم جلوی اتاق تمرین.

تق... تق...

کارمند درو زد.

ـ می‌تونیم بیایم داخل؟

از داخل صدایی اومد.

ـ بله.

در باز شد.

همه  اعضا داخل بودن...

یه لحظه فقط وایسادم و نگاهشون کردم.

مدیر پروژه گفت:

ـ بچه‌ها، ایشون طراح لباس و عکاس جدید پروژه‌ست.

همه اعضا با لبخند سلام کردن.

منم آروم گفتم:

ـ سلام... خوشبختم.

همون موقع یکی از ته اتاق بلند شد و اومد سمتم.

لباس ساده‌ای پوشیده بود، موهاش یکم به‌هم‌ریخته بود و یه لبخند کوچیک روی لبش بود.

دستشو سمتم گرفت.

ـ من تهیونگم.

به دستش نگاه کردم...

بعد به خودش...

بعد دوباره به دستش.

انقدر استرس داشتم که به جای دست دادن...

یه تعظیم کردم!

چند ثانیه سکوت شد...

بعد صدای خنده کل اتاق بلند شد.

صورتم از خجالت داغ شده بود.

ـ وای ببخشید... ببخشید... حواسم نبود...

یکی از اعضا فکر کنم اسمش جونگ کوک بود

نشسته بود خندید و گفت:

ـ اشکال نداره.

بعد این بار تهیونگ یه تعظیم کوچیک کرد.

ـ حالا مساوی شد.

همه دوباره خندیدن.

همون لحظه فهمیدم...

شاید این همکاری اونقدرا هم که فکر می‌کردم ترسناک نباشه...

که مدیر پرژه گفت: ..... ادامه دارد☆🍷🍫
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امیدوارم خوشتون اومده باشه
این فیک قرار 100 پارت بشه پس اتفاقا باحال قرار اتفاق بیوفته
دیدگاه ها (۰)

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ پـــ...

پارت 1ویو نارا از بچه گی عاشق ایدل شدن بودم امروز بعد از صبح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط