خواستم تیر را شلیک کنم  اما بیاد نامه ی جیب سرباز دشمن اف

خواستم تیر را شلیک کنم اما بیاد نامه ی جیب سرباز دشمن اف

خواستم تیر را شلیک کنم اما بیاد نامه ی جیب سرباز دشمن افتادم که داخلش نوشته بود
پدرم منتظرم برگردی

منصرف شدم 💔💔
دیدگاه ها (۱۱)

part 15

وقتی نامه ای از گذشته دوست پسرت پیدا کردی🩷پارت ۲"وقتی بهت می...

اوهشت آیزنچاییخور_خب اومدم بگم که اف زدن در کمین است 😹🙏فردا ...

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت دهمیونا با عصبانیت به مرد خیره ش...

فاصله یک لبخند تا جنون

P : 9

پارت ۳ مدتی از اون روز می‌گذشت چند روزی بود که دیگه به استود...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_60حس میکردم کثیفم ..از روی ت...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part35 ولی یهویی تعادلمو از دست دادموافتادم ت...

🦢 پارت بیست‌ونهم | بازگشت به نقطه‌ی شروعلیانا گوشی را به جنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط