{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑴𝒀 𝑳𝑰𝑻𝑻𝑳𝑬 𝑩𝑼𝑵𝑵𝒀

𝑴𝒀 𝑳𝑰𝑻𝑻𝑳𝑬 𝑩𝑼𝑵𝑵𝒀

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟓

کوک: اخ اخ اخخخخ

لیندا: که اینطور

کوک: بله دیگه اخ

لیندا بعد کلی کل کل گوش جونگ کوک رو ول کرد،بعد لیندا رو به جونگ کوک گفت

لیندا:میشه از اینجا بریم خسته شدم

کوک: البته چرا که نه

از بیمارستان اومدن بیرون و جونگ کوک وارد یه جاده شد

لیندا:داریم کجا میریم؟

کوک:میفهمی

[۴ساعت بعد]

کوک:رسیدیمممم

لیندا: واووووو اینجارووو

کوک:بله مثل خودم خوشگله

لیندا: بکش پایین

کوک:میخوای بخوریش؟




لیندا با مشت زد تو بازو جونگ کوک

لیندا: منظورم شیشه بود شیشه رو بکش پایین

جونگ کوک باخنده گفت

کوک:منم منظورم هوا بود میخوای بخوری.

لیندا:احمق

کوک:شنیدم

لیندا: بشنو به ک____

کوک:اوه اوه اوه مگه داری؟

پیاده شدن داشتن قدم میزدم توجنگل درسته جونگ کوک لیندا رو به جنگل اورده بود.
که جونگ کوک یهو لیندا رو هل داد و لیندا با درخت برخورد کرد.

حونگ کوک باچشمایی خمار
اروم خم شد رو صورت دختر و لب دختر رو به تصرف گرفت مک عمیقی زد
جونگ کوک تا فاصلا گرفت دختر جونگ کوک رو به اون یکی درخت هل داد جونگ کوک با درخت برخورد کرد دختر با ضرب لباش رو کبوند رو لبای پسر.
اروم اروم جونگ کوک...

ادامه دارد....
دیدگاه ها (۰)

𝑴𝒀 𝑳𝑰𝑻𝑻𝑳𝑬 𝑩𝑼𝑵𝑵𝒀𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟔از شک در اومد و اونم همراهی کردلیندا: چ...

شات؟ تا ۲۴ ساعت🛐❄

𝑴𝒀 𝑳𝑰𝑻𝑻𝑳𝑬 𝑩𝑼𝑵𝑵𝒀𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟒[تایم ۷:۱۰am]لیندا: اخکوک: چیشده؟لیندا:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط