𝑴𝒀 𝑳𝑰𝑻𝑻𝑳𝑬 𝑩𝑼𝑵𝑵𝒀
𝑴𝒀 𝑳𝑰𝑻𝑻𝑳𝑬 𝑩𝑼𝑵𝑵𝒀
𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟕
/معامله تو/
لیندا: من اسلحه همراهم نیست
کوک:جدی؟
لیندا: نه
کوک: احمق
لیندا: پررو
کوک: گوجه
لیندا: گوریل
کوک: سمنو
لیندا: اخمو
کوک: بچه
لیندا: پیرمرد
_پیاده شید حالا
لیندا و کوک دستاشونو بالا گرفتن
_خب اخرین حرفتون؟
جونگ کوک سریع بایه حرکت یه تیر تو سر مرد زد و اخر گفت
کوک: بمیر
همه شروع به تیر اندازی کردن لیندا و کوک پشت ماشین پناه گرفتن و خودشون هم شلیک میکردن
یک مرد مسن از یه ماشین مشکی پیاده شد اما کلاه لبه دار سرش بود و قیافش در تاریکی شب دیده نمیشد
لیندا: اون کیه؟
کوک : اگر میدونستم خوب بود.
𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟕
/معامله تو/
لیندا: من اسلحه همراهم نیست
کوک:جدی؟
لیندا: نه
کوک: احمق
لیندا: پررو
کوک: گوجه
لیندا: گوریل
کوک: سمنو
لیندا: اخمو
کوک: بچه
لیندا: پیرمرد
_پیاده شید حالا
لیندا و کوک دستاشونو بالا گرفتن
_خب اخرین حرفتون؟
جونگ کوک سریع بایه حرکت یه تیر تو سر مرد زد و اخر گفت
کوک: بمیر
همه شروع به تیر اندازی کردن لیندا و کوک پشت ماشین پناه گرفتن و خودشون هم شلیک میکردن
یک مرد مسن از یه ماشین مشکی پیاده شد اما کلاه لبه دار سرش بود و قیافش در تاریکی شب دیده نمیشد
لیندا: اون کیه؟
کوک : اگر میدونستم خوب بود.
- ۲۵۹
- ۱۶ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط