{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چقدر خواندمت اما... بگو کجا بودی؟

چقدر خواندمت اما... بگو کجا بودی؟

حدیث غمزه لیلا و مرگ مجنون بود
رسید نامه ات اما وصیتش خون بود

کدام سحر، کدامین خزان اسیرت کرد
دیدگاه ها (۰)

از دگر خوبان تو افزون نیستی گف خامش چون تو مجنون نیستی

توی لحظه های که تاریک بودم به تو فکر کردم در اعماق شب به تو ...

دلبر و یار من تویی رونق کار من توییباغ و بهار من تویی بهر تو...

گر شاخه ها دارد تری ور سرو دارد سروری ور گل کند صد دلبری ای ...

پارت آخرویو اتکه از دماغم خون اومد سریع به سمته آشپزخونه رفت...

پارت⁶ویو تهیونگکه یهو دیدم ات با خدمتکارا داره بازی میکنه خی...

ویو آت :جونگ کوک آمد پشت در و بهم وسیله داد آمدم کارهام رو ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط