{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#تاج_و_طوفان

#تاج_و_طوفان
پارت ۱۳۴: شامی که آرام نماند
چند دقیقه بعد همه دور میز شام نشسته بودند.
مادر سوآ با ذوق غذاها را روی میز می‌گذاشت.
پدر سوآ سعی می‌کرد فضای رسمی‌تری ایجاد کند.
اما فضای میز... عجیب بود.
جی‌هوپ دست به سینه نشسته بود و هر چند ثانیه یک بار با نگاه تهدیدآمیز به جونگ‌کوک زل می‌زد.
سوآ هم روبه‌روی جونگ‌کوک نشسته بود.
با لبخندی که اصلاً شبیه لبخند نبود.
بیشتر شبیه حالتی بود که آدم می‌خواهد یکی را همان‌جا خفه کند.
جونگ‌کوک با آرامش کامل قاشقش را برداشت.
یک لقمه خورد.
چشم‌هایش برق زد.
— «واو.»
مادر سوآ خوشحال گفت:
— «واقعاً خوب شده؟»
جونگ‌کوک سر تکان داد.
— «فوق‌العاده‌ست.»
بعد با همان خونسردی ادامه داد:
— «فکر کنم بهترین غذاییه که این هفته خوردم.»
سوآ زیر لب گفت:
— «معلومه. چون آخرین غذای زندگیت هم هست.»
جونگ‌کوک لبخند زد.
— «تهدید می‌کنی؟»
سوآ دندان‌هایش را روی هم فشار داد.
— «فقط یادآوری.»
جونگ‌کوک قاشق را کنار گذاشت و نگاهش را به کل خانواده انداخت.
با لحنی آرام گفت:
— «فضای قصر خیلی متشنجه.»
نگاهش به سوآ افتاد.
— «اما اینجا رو... خیلی دوست دارم.»
با لبخند اضافه کرد:
— «اگه مشکلی نیست، میتونم امشب رو هم اینجا بمونم؟»
سکوت شد.
چند لحظه همه به هم نگاه کردند.
مادر و بابای سوآ چشمشان چرخید.
جی‌هوپ چنگارهایش را روی میز کوبید.
سوآ با جیغ گفت:
— «نه!»
جونگ‌کوک با بی‌تفاوتی شانه بالا انداخت.
— «چرا نه؟»
جی‌هوپ ناگهان از جایش پرید.
و یقه جونگ‌کوک را گرفت.
— «مرتیکه دیگه داری زیادی پیش می‌ری!»
— «تو داری خونه‌ی ما رو اشغال می‌کنی!»
بابای سوآ فریاد زد:
— «جی‌هوپ!»
— «دستت رو بگیر از یقه ولیعهد!»
مادر سوآ هم با تعجب گفت:
— «دخترم چطوری می‌خوای بخوابی؟»
جونگ‌کوک با خونسردی گفت:
— «خواب؟»
نگاهش به سوآ بود.
— «فکر کردم مسئله‌ای نیست که کنار هم بخوابیم.»
— «ما قبلاً هم خوابیدیم کنار هم.»
سوآ از جایش پرید.
— «چی؟!»
جی‌هوپ چشمشان گرد شد.
— :چه خوابیدین؟!»
بابای سوآ دست به سر درآورد.
— «خداااا...»
[ادامه دارد...]
•••
شرایط پارت بعد:
47 لایک
28 بازنشر
دیدگاه ها (۱۴)

#تاج_و_طوفانپارت ۱۳۳: شامی که بوی دردسر می‌دهدمادر سوآ که ان...

سلام قشنگای منhttps://wisgoon.com/e1394f1393این پیج خواهرمهم...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۳۲: ولیعهدی که قصد رفتن نداشتسوآ هنوز کمی ...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۲۸: در خانه‌ای که قلبش آنجاستماشین جونگ‌کو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط