{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویران آنجاست که میفهمی ًدلتنگی ّچه دماری از روزگارت در آو

ویران آنجاست که میفهمی ًدلتنگی ّچه دماری از روزگارت در آورده
که حتی خود را فراموش کرده ی
بزرگترین عذاب همین خاطره های بی انصاف می‌باشد
که حتی با بوی عطر تورا چنان میکوبد در خود میشکند که خسته آت میکند دلتنگی تاوان همین دل
کاش میشد دل را جا گذاشت و رفت
کاش میشد رفت ًًکه رفت 😔😔😔
دیدگاه ها (۰)

پروردگارا ای غم بسه جولان به ای آدم بسه مه بووو ته کشتم ای خ...

ولی بر ما که تصور کردیم عشق را باید کشت در چنین قرنی که دانش...

چطوری دلت تنگ وانیابو دلت سنگه یا اصلا دل نداری چطوری خاطرم ...

~LIKE THE DAY THAT I MET HIM~~هماننده روزی که او را ملاقات ...

راهی برای نجات...پارت هفدهم_____________کت مشکی شو در آورد و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط