درود ببخشید دیر شد من یه پیج دیگه دارم که سرم با اون شلوغ
درود ببخشید دیر شد من یه پیج دیگه دارم که سرم با اون شلوغ بود.
_____________________________________
پارت اول
بوی ودکا و ویسکی فضا پر کرده بود . دود حاصل از سیگار برگ مرد عصابش خراب میکرد مرد مقابلش سیگار نمیکشد
رسما اگزوز موتور تو حلقش کرده بود به دختر نیمه بر.هنه روبه روش نگاهی انداخت دختر به سمتش اومد شروع کرد دستاش رو به گردن پسر کشیدن و اما جونگکوک فهمید قصدش پس دست دختر رو گرفت و پیچوند .
دختر چشماش از اشک پر شد و با التماس به پسر نگاه کرد .
جونگکوک : برو اونور جونگ ایل اینا رو جمع کن تو نمیتونی تقلب کنی دخترای خوشگل تر از اینم حواس منو پرت نمیکنن.
جونگ ایل: اوه ایان¹ شی شما نباید انقدر مغرور باشید.
جونگکوک: اوه حتما بهش بعدا فکر میکنم.
و پسر با انداختن برگ آخر کارت با پوزخندی به مرد خیره شد .
مرد عصبانی از باخت ۳۰ میلیون وون که کل زندگیش بود به سمت پسر حمله ور شد .
جونگ ایل: ایان بهتر که اون پول به عنوان بهای زندگیت پس بدی.
جونگکوک: ببخشید ولی.... چیشد که فکر کنی تهدیدت مورد اهمیت من واقع میشه؟
و بعد با انداختن ۱۰ هزار وون جلوی مرد
به سمت در بیرون رفت.
جونگکوک: برات پول کرایه تاکسی گذاشتم تا خونت پیاده نرو به اون دنبه نرم که نمیزاره پاهاتو ببینی فشار میاد.
جونگ ایل از عصبانیت انگشتاشو مشت کرد وسط میز کوبید.
اما جونگکوک نمی دونست جونگ ایل واقعا قراره تهدیدشو عملی کنه مگر نه هیچوقت سوار ماشینش نمیشد....
¹:لقب جونگکوک ایان هستش برای اینکه شناسایی نشه و اینکه قانون مسابقات ممنوعه هم همینه.
نیم ساعت بعد :پارتی جیهوپ
جیهوپ: کوکییی
جونگکوک:باز مست کردی اسم منو گفتی تو واقعا بدمستی هیونگ .
به پسری که خودشو روش انداخته بود خیره شد و لب زد
جیهوپ: دونسنگ عزیزم شنیدم حال اون پیرمرد خوکی گرفتی نه ؟
درحالی جونگکوک اونو سمت مبل هدایت میکرد گفت.
جونگکوک:آره دوباره تهدید ام کرد حالم ازش بهم میخوره.
پسر بزرگتر سرشو روی پای جونگکوک گذاشت و لب زد
جیهوپ : راستی نویسنده موردعلاقه اتو پیدا کردم اونم امشب اینجاست میخوای ببینیش ؟
جونگکوک خیره شد به پسر روی پاش
جونگکوک: کدومشون؟
جیهوپ: احمق تو چندتا رمان خوندی همه ی کتابات پزشکیه حال بهم زنه
جونگکوک درحالی که از خنده داشت غش میکرد لب زد
جونگکوک:اوه منظورت نویسنده ارکیده ی
سلطنتیه ؟
پسر بزرگتر با صدای بلند که کمی از داد نداشت گفت
جیهوپ: بینگو² همون نویسنده ش خدایی جذابه
جونگکوک:هوم واقعا دلم میخواد ببینمش
جیهوپ سریع پاشد از روی پاش و گفت جیهوپ: اونجا بغل سوزی وایساده .
جونگکوک میخواست به اون سمت بره که گوشیش زنگ خورد شتی زیر لب گفتو تماسو وصل کرد .
مرد: جناب ایان شما عروسک وحشی³ رو چرا اینجا آوردید؟چندتا مرد دورش جمع شدن و درحال ریختن بنزین روش هستن.و قطع شد
جونگکوک: جی من باید برم اون عوضی کارشو کرد .
جیهوپ با دیدن این حال عصبانی کوک تا اومد لب بزنه چیشده پسر غیبش زد.
2:بینگو درواقع به معنای اینکه افرین یا درست جواب دادی یا حدس زدی به کار میره.
:3عروسک وحشی لقب ماشین جونگکوکه ، بخاطر اینکه خیلی خوشگله و رنگ چری داره و تمام مسابقه هارو برنده میشهاین لقبو گرفته.
پایان پارت اول....
___//_//_//_///_//_/_////_//_/_/_/_//////
اگه تا اینجا خوندید ممنونم که دنبال میکنید داستانو به ارکیده سلطنتی فرصت بدید ....
#جونگکوک #تهیونگ #یونگی #جیهوپ #نامجون #جین #جیمین #تهکوک #ویکوک #کوکوی #نامجین #یونمین #سپ #ارمی #بی_تی_اس
_____________________________________
پارت اول
بوی ودکا و ویسکی فضا پر کرده بود . دود حاصل از سیگار برگ مرد عصابش خراب میکرد مرد مقابلش سیگار نمیکشد
رسما اگزوز موتور تو حلقش کرده بود به دختر نیمه بر.هنه روبه روش نگاهی انداخت دختر به سمتش اومد شروع کرد دستاش رو به گردن پسر کشیدن و اما جونگکوک فهمید قصدش پس دست دختر رو گرفت و پیچوند .
دختر چشماش از اشک پر شد و با التماس به پسر نگاه کرد .
جونگکوک : برو اونور جونگ ایل اینا رو جمع کن تو نمیتونی تقلب کنی دخترای خوشگل تر از اینم حواس منو پرت نمیکنن.
جونگ ایل: اوه ایان¹ شی شما نباید انقدر مغرور باشید.
جونگکوک: اوه حتما بهش بعدا فکر میکنم.
و پسر با انداختن برگ آخر کارت با پوزخندی به مرد خیره شد .
مرد عصبانی از باخت ۳۰ میلیون وون که کل زندگیش بود به سمت پسر حمله ور شد .
جونگ ایل: ایان بهتر که اون پول به عنوان بهای زندگیت پس بدی.
جونگکوک: ببخشید ولی.... چیشد که فکر کنی تهدیدت مورد اهمیت من واقع میشه؟
و بعد با انداختن ۱۰ هزار وون جلوی مرد
به سمت در بیرون رفت.
جونگکوک: برات پول کرایه تاکسی گذاشتم تا خونت پیاده نرو به اون دنبه نرم که نمیزاره پاهاتو ببینی فشار میاد.
جونگ ایل از عصبانیت انگشتاشو مشت کرد وسط میز کوبید.
اما جونگکوک نمی دونست جونگ ایل واقعا قراره تهدیدشو عملی کنه مگر نه هیچوقت سوار ماشینش نمیشد....
¹:لقب جونگکوک ایان هستش برای اینکه شناسایی نشه و اینکه قانون مسابقات ممنوعه هم همینه.
نیم ساعت بعد :پارتی جیهوپ
جیهوپ: کوکییی
جونگکوک:باز مست کردی اسم منو گفتی تو واقعا بدمستی هیونگ .
به پسری که خودشو روش انداخته بود خیره شد و لب زد
جیهوپ: دونسنگ عزیزم شنیدم حال اون پیرمرد خوکی گرفتی نه ؟
درحالی جونگکوک اونو سمت مبل هدایت میکرد گفت.
جونگکوک:آره دوباره تهدید ام کرد حالم ازش بهم میخوره.
پسر بزرگتر سرشو روی پای جونگکوک گذاشت و لب زد
جیهوپ : راستی نویسنده موردعلاقه اتو پیدا کردم اونم امشب اینجاست میخوای ببینیش ؟
جونگکوک خیره شد به پسر روی پاش
جونگکوک: کدومشون؟
جیهوپ: احمق تو چندتا رمان خوندی همه ی کتابات پزشکیه حال بهم زنه
جونگکوک درحالی که از خنده داشت غش میکرد لب زد
جونگکوک:اوه منظورت نویسنده ارکیده ی
سلطنتیه ؟
پسر بزرگتر با صدای بلند که کمی از داد نداشت گفت
جیهوپ: بینگو² همون نویسنده ش خدایی جذابه
جونگکوک:هوم واقعا دلم میخواد ببینمش
جیهوپ سریع پاشد از روی پاش و گفت جیهوپ: اونجا بغل سوزی وایساده .
جونگکوک میخواست به اون سمت بره که گوشیش زنگ خورد شتی زیر لب گفتو تماسو وصل کرد .
مرد: جناب ایان شما عروسک وحشی³ رو چرا اینجا آوردید؟چندتا مرد دورش جمع شدن و درحال ریختن بنزین روش هستن.و قطع شد
جونگکوک: جی من باید برم اون عوضی کارشو کرد .
جیهوپ با دیدن این حال عصبانی کوک تا اومد لب بزنه چیشده پسر غیبش زد.
2:بینگو درواقع به معنای اینکه افرین یا درست جواب دادی یا حدس زدی به کار میره.
:3عروسک وحشی لقب ماشین جونگکوکه ، بخاطر اینکه خیلی خوشگله و رنگ چری داره و تمام مسابقه هارو برنده میشهاین لقبو گرفته.
پایان پارت اول....
___//_//_//_///_//_/_////_//_/_/_/_//////
اگه تا اینجا خوندید ممنونم که دنبال میکنید داستانو به ارکیده سلطنتی فرصت بدید ....
#جونگکوک #تهیونگ #یونگی #جیهوپ #نامجون #جین #جیمین #تهکوک #ویکوک #کوکوی #نامجین #یونمین #سپ #ارمی #بی_تی_اس
- ۷.۵k
- ۰۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط