روزی روزگاری...
روزی روزگاری بچه ای بودم بسی شیطان! لجباز و بسیار پیش فعال!
کلی ذوق داشتم برای همه چی! حتی با کوچکترین ضربه لبخند میزدم و زندگی شاد مانندی داشتم.
آخر مگر میشود که در این دنیا زندگی شادی داشت؟ فقط میتوان زندگی شاد مانندی داشت نه زندگی شاد واقعی!
و حالا، مردی شده ام بسی قدرتمند ولی در عین حال بی احساس.. هیولایی شده ام برای خود که نمیتواند به کسی نزدیک شود..
بی پولی، نداشتن هیچ آینده و کسب کردن تجربه های زیاد اورا پخته تر کرده بود
وقتی از کنار مادرم رد میشدم از من میپرسید: « مادرجان،
چرا اینقدر بی احساس شده ای.. ما که برایت همه چیز فراهم کرده ایم...!»
معلوم است مادر من.. معلوم است این دنیا برای زندگی کردن درد های زیادی دارد... من هیچوقت نتوانسته ام زندگی کنم بلکه فقط دوام آورده ام . در برابر زندگی دوام آورده ام در برابر هزاران هزار دعوا مقابل پدرم دوام آورده ام.. من نتوانستم زندگی کنم چون محکوم به دوام آوردن بودم..
آن کسی که حتی با او وارد رابطه نشده بودم هم از زندگی ام رفت... او را بسی دوست داشتم و بسی به او اهمیت میدادم.. اما او هرگز مرا تحویل نگرفت. حتی مرا نگاه هم نکرد حالا چه برسد اینکه با من حتی حرف بزند!
#دلنوشته های من #دلنوشته
کلی ذوق داشتم برای همه چی! حتی با کوچکترین ضربه لبخند میزدم و زندگی شاد مانندی داشتم.
آخر مگر میشود که در این دنیا زندگی شادی داشت؟ فقط میتوان زندگی شاد مانندی داشت نه زندگی شاد واقعی!
و حالا، مردی شده ام بسی قدرتمند ولی در عین حال بی احساس.. هیولایی شده ام برای خود که نمیتواند به کسی نزدیک شود..
بی پولی، نداشتن هیچ آینده و کسب کردن تجربه های زیاد اورا پخته تر کرده بود
وقتی از کنار مادرم رد میشدم از من میپرسید: « مادرجان،
چرا اینقدر بی احساس شده ای.. ما که برایت همه چیز فراهم کرده ایم...!»
معلوم است مادر من.. معلوم است این دنیا برای زندگی کردن درد های زیادی دارد... من هیچوقت نتوانسته ام زندگی کنم بلکه فقط دوام آورده ام . در برابر زندگی دوام آورده ام در برابر هزاران هزار دعوا مقابل پدرم دوام آورده ام.. من نتوانستم زندگی کنم چون محکوم به دوام آوردن بودم..
آن کسی که حتی با او وارد رابطه نشده بودم هم از زندگی ام رفت... او را بسی دوست داشتم و بسی به او اهمیت میدادم.. اما او هرگز مرا تحویل نگرفت. حتی مرا نگاه هم نکرد حالا چه برسد اینکه با من حتی حرف بزند!
#دلنوشته های من #دلنوشته
- ۲۶۷
- ۲۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط