BEYOND THE SPOTLIGHT
PART:6
کالیستا چند لحظه ساکت ماند، انگار کلماتش را دقیق انتخاب میکرد. بعد آرام گفت: «کایلس دنبال صورت معروف نیست.»
نگاهش کوتاه روی تهیونگ مکث کرد و ادامه داد: «ما دنبال حضوری هستیم که وقتی وارد یک اتاق میشود، لازم نباشد اسم برند را بلند بگوییم تا دیده شود.»
انگشتانش آرام روی میز قرار گرفت.«آن کت قرمز… ما برای وایرال شدن طراحیاش نکرده بودیم. اما وقتی آقای کیم آن را پوشید، مردم قبل از اینکه حتی بدانند از کجاست، دربارهاش حرف میزدند.»
لبخند خیلی کمرنگی زد.«این یعنی لباس کارش را درست انجام داده… و کسی که آن را پوشیده هم همینطور.»
بعد کاملاً مستقیم به مدیر برنامه نگاه کرد.«اگر قرار باشد همکاری کنیم، نمیخواهم فقط یک سفیر برند باشد.» مکث کوتاهی کرد. «میخواهم بخشی از تصویر کایلس باشد.»
مدیر برنامه کمی جلوتر نشست و گفت: «منظورتون از اینکه میگید بخشی از تصویر کایلس باشه چیه؟ منظور یه همکاری معمولیه، یا چیزی فراتر از سفیر برند؟»
کالیستا بدون اینکه نگاهش را از او بردارد، گفت: «چیزی فراتر.»
صندلیاش را کمی تنظیم کرد؛ نه برای تأثیر، برای دقت.«سفیر فقط لباس میپوشه و جلوی دوربین میایسته. ما اینو نمیخوایم. ما کسی رو میخوایم که وقتی یک تکه از کایلس میپوشه، تعریف نکنه—نشون بده.»
چشمهایش آرام به سمت تهیونگ برگشت.«آقای کیم این توانایی رو داره که یک لباس رو تبدیل به لحظه کنه. مردم بهش نگاه میکنن نه چون تبلیغه، چون حس واقعیه.»
بعد دوباره رو به مدیر برنامه گفت:«من نمیخوام از چهرهش استفاده کنم. میخوام باهاش تصویر بسازم. این فرق داره.»
چند ثانیه سکوت در اتاق ماند.
تهیونگ که تا آن لحظه بیشتر شنونده بود، کمی جلوتر نشست و گفت: «پس یعنی قرار نیست فقط لباس بپوشم و عکس بگیرم.»
لبخند خیلی ملایمی گوشه لبش نشست.«اگر بخوام بخشی از تصویر کایلس باشم…» مکث کوتاهی کرد. «یعنی باید بفهمم این تصویر دقیقاً چیه.»
نگاهش مستقیم اما آرام روی کالیستا قرار گرفت.«کایلس چه حسی میخواد منتقل کنه، خانم کین؟»
کالیستا نگاهش را از تهیونگ نگرفت و گفت: «کنترل.»
نه با خشونت، نه با غرور ٬آرام.«کنترل روی صدا، روی حرکت، روی چیزی که دیده میشه و چیزی که عمداً دیده نمیشه.»
کمی مکث کرد و ادامه داد: «کایلس درباره جلب توجه نیست. درباره اینه که وقتی توجه میاد، بدونه باهاش چکار کنه لباسی که داد نمیزنه، ولی فراموش هم نمیشه.»
بعد آرام اضافه کرد: «و کسی که این رو میپوشه، باید دقیقاً همین حس رو داشته باشه.»
کالیستا چند لحظه ساکت ماند، انگار کلماتش را دقیق انتخاب میکرد. بعد آرام گفت: «کایلس دنبال صورت معروف نیست.»
نگاهش کوتاه روی تهیونگ مکث کرد و ادامه داد: «ما دنبال حضوری هستیم که وقتی وارد یک اتاق میشود، لازم نباشد اسم برند را بلند بگوییم تا دیده شود.»
انگشتانش آرام روی میز قرار گرفت.«آن کت قرمز… ما برای وایرال شدن طراحیاش نکرده بودیم. اما وقتی آقای کیم آن را پوشید، مردم قبل از اینکه حتی بدانند از کجاست، دربارهاش حرف میزدند.»
لبخند خیلی کمرنگی زد.«این یعنی لباس کارش را درست انجام داده… و کسی که آن را پوشیده هم همینطور.»
بعد کاملاً مستقیم به مدیر برنامه نگاه کرد.«اگر قرار باشد همکاری کنیم، نمیخواهم فقط یک سفیر برند باشد.» مکث کوتاهی کرد. «میخواهم بخشی از تصویر کایلس باشد.»
مدیر برنامه کمی جلوتر نشست و گفت: «منظورتون از اینکه میگید بخشی از تصویر کایلس باشه چیه؟ منظور یه همکاری معمولیه، یا چیزی فراتر از سفیر برند؟»
کالیستا بدون اینکه نگاهش را از او بردارد، گفت: «چیزی فراتر.»
صندلیاش را کمی تنظیم کرد؛ نه برای تأثیر، برای دقت.«سفیر فقط لباس میپوشه و جلوی دوربین میایسته. ما اینو نمیخوایم. ما کسی رو میخوایم که وقتی یک تکه از کایلس میپوشه، تعریف نکنه—نشون بده.»
چشمهایش آرام به سمت تهیونگ برگشت.«آقای کیم این توانایی رو داره که یک لباس رو تبدیل به لحظه کنه. مردم بهش نگاه میکنن نه چون تبلیغه، چون حس واقعیه.»
بعد دوباره رو به مدیر برنامه گفت:«من نمیخوام از چهرهش استفاده کنم. میخوام باهاش تصویر بسازم. این فرق داره.»
چند ثانیه سکوت در اتاق ماند.
تهیونگ که تا آن لحظه بیشتر شنونده بود، کمی جلوتر نشست و گفت: «پس یعنی قرار نیست فقط لباس بپوشم و عکس بگیرم.»
لبخند خیلی ملایمی گوشه لبش نشست.«اگر بخوام بخشی از تصویر کایلس باشم…» مکث کوتاهی کرد. «یعنی باید بفهمم این تصویر دقیقاً چیه.»
نگاهش مستقیم اما آرام روی کالیستا قرار گرفت.«کایلس چه حسی میخواد منتقل کنه، خانم کین؟»
کالیستا نگاهش را از تهیونگ نگرفت و گفت: «کنترل.»
نه با خشونت، نه با غرور ٬آرام.«کنترل روی صدا، روی حرکت، روی چیزی که دیده میشه و چیزی که عمداً دیده نمیشه.»
کمی مکث کرد و ادامه داد: «کایلس درباره جلب توجه نیست. درباره اینه که وقتی توجه میاد، بدونه باهاش چکار کنه لباسی که داد نمیزنه، ولی فراموش هم نمیشه.»
بعد آرام اضافه کرد: «و کسی که این رو میپوشه، باید دقیقاً همین حس رو داشته باشه.»
- ۵.۷k
- ۲۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط