{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه‌ کنم با غم خویش؟

چه‌ کنم با غم خویش؟
که گهی بغض دلم می ترکد،
دل تنگم زِ عطش می سوزد،
شانه ای می خواهم که
گذارم سر خود بر رویش
و کنم گریه که شاید کمی آرام شوم
ولی افسوس که نیست...!!

هوشنگ ابتهاج
دیدگاه ها (۲)

تقدیم به همشهری های شیرازی خووم

چاووشی و سرلک

من به چشمهای بی قرار تو قول می‌دهمریشه های ما به آبشاخه‌های ...

ساقه نمی لرزد، آب از رفتن خسته است،تو نیستی ، نوسان نیست! تو...

سلام و احترام🌷"چه مبارک است این غم که در تو دلم نهادیبه غمت ...

این روزها حال عجیبی دارم؛ انگار میان یک پارادوکس گیر افتاده‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط