{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قصه ی چشمهات که خونه ام و خراب کردقلبم و ویران کرد

" قصه ی چشمهات که خونه ام و خراب کرد...قلبم و ویران کرد...چشمام و کور کرد...قصه ی لبهات قرار بود با من چکار کنه؟لبهایی که اون شب بعد از مدتها فریاد میزد "بمون" تو با این لبهای به من فرصت جنگیدن دادی... و من باید از این جنگ سربلند بیرون میومدم."

کیم تهیونگ،۲۸ نوامبر ۱۹۹۱
دیدگاه ها (۰)

با هر نگاهت من را در اقیانوس آرام چشمانت غرق کردی تو مانند آ...

دیگه مهم نبود چی میشه، مهم نبود اگر با این بارون چه غمهایی ر...

- هیونگ تو نمیترسی؟+ از چی؟- از اینکه یه روز کیش و مات بشی.....

اوژنی...میشه باز هم منو به ساحل مارسی ببری؟با نواختن سیم های...

stray kids

hyunjin

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط