Art under the shadow of =زیر سایه ی هنر
Art under the shadow of =زیر سایه ی هنر
Part:30
رفتم سمت هتل لباسامو جمع کردم و منتظر ساعت ۵ موندم
.
.
.
ساعت ۴ونیم بود از هتل زدم بیرون و رفتم فرودگاه امیدوارم به موقع برسم رسیدم فرودگاه و سوار هواپیما شدم که بعد چند مین بلند شد در طول راه همش حواسم به ساعت بود استرس داشتم باید زود برسم اگه فقط یه دقیقه دیر کنم همه چی تمومه
.
.
.
ساعت ۸و۴۵ رسیدم سئول لعنتی چطوری خودمو برسونم که
&"خانم "
ا.ت:"بله"
&"ما پلیسیم آزمون خواستن که مراقب شما باشیم ما همه چیو میدونیم الان خیلی دیره لطفا با ما بیاین باید هرچه زودتر تر به دادگاه و اعدام برسیم اگه دیر بشه کار از کار میگذره "
ا.ت:"ها.....باشه ممنون بریم"
&"دنبالم بیاین"
رفتیم سوار ماشین شدیم و راه افتادیم با تمام سرعت میروندن
(ویو تهیونگ )
وقت اعدام بود بردنم مکان اعدام کم کم داشت شروع میشد قاضی و چند تا پلیس اومدن داخل کاراگاه پارکم اونجا بود ....دیگه تمومه ..کاش میتونستم برای اخرین بار ا.ت رو ببینم
این هو:"با حکم داده شده کیم تهیونگ به جرم قتل..اعدام خواهد شد"
و کارا رو شروع کردن یه دونفر اومدن سمتم و خواستن طناب دارو بندازن دور گردنم که........
"هر رنگ، رازی را پنهان میکند؛ هر سایه، حقیقتی را فریاد میزند"
ادامه دارد.....
Part:30
رفتم سمت هتل لباسامو جمع کردم و منتظر ساعت ۵ موندم
.
.
.
ساعت ۴ونیم بود از هتل زدم بیرون و رفتم فرودگاه امیدوارم به موقع برسم رسیدم فرودگاه و سوار هواپیما شدم که بعد چند مین بلند شد در طول راه همش حواسم به ساعت بود استرس داشتم باید زود برسم اگه فقط یه دقیقه دیر کنم همه چی تمومه
.
.
.
ساعت ۸و۴۵ رسیدم سئول لعنتی چطوری خودمو برسونم که
&"خانم "
ا.ت:"بله"
&"ما پلیسیم آزمون خواستن که مراقب شما باشیم ما همه چیو میدونیم الان خیلی دیره لطفا با ما بیاین باید هرچه زودتر تر به دادگاه و اعدام برسیم اگه دیر بشه کار از کار میگذره "
ا.ت:"ها.....باشه ممنون بریم"
&"دنبالم بیاین"
رفتیم سوار ماشین شدیم و راه افتادیم با تمام سرعت میروندن
(ویو تهیونگ )
وقت اعدام بود بردنم مکان اعدام کم کم داشت شروع میشد قاضی و چند تا پلیس اومدن داخل کاراگاه پارکم اونجا بود ....دیگه تمومه ..کاش میتونستم برای اخرین بار ا.ت رو ببینم
این هو:"با حکم داده شده کیم تهیونگ به جرم قتل..اعدام خواهد شد"
و کارا رو شروع کردن یه دونفر اومدن سمتم و خواستن طناب دارو بندازن دور گردنم که........
"هر رنگ، رازی را پنهان میکند؛ هر سایه، حقیقتی را فریاد میزند"
ادامه دارد.....
- ۲.۶k
- ۱۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط