پارت دوازده
خودم کیکو قهوه برداشتم خوردمو نایونم کیکو قوه اشو بر داشتو شروع کرد خوردن بعد چند مین که باهم نشسته بودیم یهو یاد حرف شوگا افتادم رو به نایون گفتم عزیزم من یه دقیقه میرم بالا و بر میگردم لبخند زورکی زدو گفت : برو عزیزم تو صاحبخونه ای نیاز به اجازه من نداری بلند شدم از رو مبل رفتم طبقه بالا و رفتم داخل اتاقم از داخل کمدم جعبه حلقه امو در اوردمو حلقه امو پوشیدم دستم بعد جعبه رو گذاشتم سرجاشو رفتم بیرون از اتاقو خواستم برم پایین که صدای نایونو شنیدم که داشت تلفنی حرف میزد میگفت: نگران نباش بزار این دختره بخوابه میرم مدرکو تو دفترش جاساز میکنم تو کشوی میزش بعد خبر رسوایی خانواده کیم همه جا میپیچه و تو به قدرتت میرسی منم به پولم بعد شروع کرد خندیدن بعد گفت: خب باشه حواسم هست حالا قطع کن تا اون دختره نیومده و نقشه هامون خراب نشده ، بعد گوشیو قطع کرد پوزخندی زدمو با خودم گفتم : کور خوندی خانوم یانگ تا من هستم تو هیچ گوهی نمیتونی بخوری خودم اون اسنادو بر میدارم بعد خودمو جمع و جور کردمو رفتم پایینو رفتم دیدم قهوه و کیکشو خورده همه چیزو از رو میز جمع کردمو گفتم : عزیزم من میرم وسایل شامو بخرم بیام اخه شام میخوام پیتزا درست کنم لبخند چندشی بهم زدو گفت: برو عزیزم منم چند دقیقه دیگه میرم گفتم : چرا نمیشینی عزیزم شام بمون پیش ما با همون لبخند چندش گفت: اخه با شوگا قرار شام دارم باید بهش برسم وگرنه شوگولیم ناراحت میشه تو دلم پوزخندی زدمو با خودم گفتم : منم خر باور کردم که شوگا هنوز بهت نگفته فقط سر تکون دادمو از خونه اومدم بیرونو رفتم سوپرمارکت سر کوچه وسایل پیتزا رو خریدمو برگشتم رسیدم خونه در حیاطو باز کردمو رفتم داخل دیدم نایون اومده بیرون و میخواد بره منو که دید با همون لبخند چندشش اومد سمتمو گفت ممنون عزیزم ببخشید زحمت افتادی من دیگه میرم للخند زورکی زدمو گفتم نه بابا عزیزم زحمت چی اینطوری نگو بعد خیلی کوتاه بغلم کردو رفت منم رفتم داخل خونه وسایلو گذاشتم داخل اشپز خونه و زود رفتم تو اتاق کار شوگا در اتاق کارشو باز کردمو رفتم داخل رفتم پشت میزش توی همینطور توی کشوها میگشتم که بلاخره پیداش کردم یه پاکت قهوه ای که روش با رنگ قرمز نوشته بود اسناد محرمانه این اسناد و هر شرکتی داشت بعد بازش کردمو دیدم : مدارک جعلی برای پولشویی و رشوه خواری خانواده کیم درست کردن خانواده کیم اصلا همچین ادمایی نیستن اونا هرساله به خیریه ها کمک میکنن و هر قرار دادی که مربوط به پولشویی باشه رو به پلیس گزارش میدن و اصلا با اینکارا کاملا مخالفن بعد اسنادو بر داشتمو از اتاق کارش اومدم بیرون رفتم داخل اتاق خودم یه کمد مخفی داشتم این اسنادو گذاشتم اونجا و اومدم بیرونو رفتم پایین گوشیمو در اوردمو به شوگا پیام دادمو نوشتم: شام میای خونه؟؟ نوشت: نمیتونی بریم بیرون نوشتم: میشه صب بریم بیرون امروز حالم یه ذره خوب نیست نوشت: چیزی شده؟؟ چرا حالت خوب نیست؟؟ نوشتم : نه نگران نباش فقط زود بیا خونه شام پیتزا میپزم نوشت: باشه عزیزم زود میام ، اولین بار بود بهم میگفت عزیزم خیلی حس خوبی داشتم واقعا نمیدونستم چیکار کنم چون کسی که دوسش دارم بلاخره داره بهم توجه نشون میده
- ۲۲۲
- ۱۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط