{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت یازده علامت شوگا(@)

از خواب بیدار شدمو رفتم کارای لازمو انجام دادمو از اتاق اومدم بیرون دیدم صدای تلویزیون داره میاد از پله ها اومدم پایین دیدم نایون اومده رفتم پایین رفتم پیششو گفتم: سلام با لبخند زورکی بلند شدو دستشو دراز کردو گفت : سلام عزیزم خوبی منم مثله خودش لبخند زورکی زدمو دستشو گرفتمو گفتم: ممنون عزیزم تو خوبی با همون لبخند زورکی گفت: ممنون خوبم بعد دستمو از دستش بیرون کشیدمو گفتم من برم یه چیزی برای خوردن بیارم رفتم تو اشپز خونه و کیکو قهوه اماده کردم که صدای پیامک گوشیم اومد گوشیمو برداشتم از رو میزو بازش کردم دیدم شوگا بهم پیام داده و نوشته : عصری اماده باش میام دنبالت باهم دیگه میریم بیرون لبخند محوی از این پیامش زدم ولی نایون اینجا بود نمیشد برم پیام دادم بهش : -ولی نایون اومده نمیشه بیام اگه باهم دیگه بریم بیرون میفهمه و از دستش میدی @ بهش گفتم که منوتو خواهرو برادر نیستیمو دوس دختر دوس پسریمو به زودی میخوایم ازدواج کنیم دیگه مهم نیست از دستش بدم یانه تعجب کردم مگه نمیگفت نمیخواد از دستش بده الان چرا براش مهم نبود که از دستش داده نوشتم+باشه ولی اینجاس نمیشه بریم بیرون زشته مهمونه @لونا فقط مواظب باش چون نایون ممکنه هرکاری بکنه و اینکه حلقه ای که بهت دادمو حتما بپوش نوشتم: باشه مواظب هستم خیالت راحت ، باشه حلقه. رو هم میپوشم بعد یه قلب برام فرستاد از این رفتارش قلبم گرم میشد ولی نمیدونم چرا یهویی رفتارش با نایون عوض شده و دیگه بهش اهمیتی نمیده ولش کن اصلا چرا انقدر دارم به این چیزا فک میکنم الان فقط باید از بچه هام مراقبت کنم نمیزارم اسیبی بهشون برسه بعد کیکو قهوه ها که اماده شدن بردمشون تو سالن و نشستم رو مبلو قهوه ها و کیکا رو هم گذاشتم رو میز
دیدگاه ها (۰)

دوستان خوشگلم پارت جدید داریم

پارت دهم

پارت دوم

#پارت۱۱رییس مافیایی من⛓🖤❤️‍🔥هیچی ولش کن ا/ت:باشه هرجور راحت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط