{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«هل من ناصر حسین» که بلند شد، صدای گریه‌ات تمام دشت را بر

«هل من ناصر حسین» که بلند شد، صدای گریه‌ات تمام دشت را برداشت.
بی‌تابی‌هایت برای یاری‌رساندن به امام‌زمانت بود که صدایت، آن‌گونه دل کربلا را لرزاند…
چقدر وقت‌شناس بودی…
و درست در همان لحظه که صدای هل من ناصر ینصرنی‌اش را شنیدی، به پا خواستی...
سرباز کوچک حسین! دعایت را بدرقه راهمان کن تا گوش دل ما هم صدای «هل من ناصر» امام زمانمان را بشنود...
دیدگاه ها (۰)

السلام علیک یا بقیه الله العظم ع

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

✨ما امام زمانمان، آن پدر مهربانمان را که در این دنیا آمده اس...

#پاییزی # با# عطر#محرم「 بسـم رب الحــ♥ ــسین ...」می گفت، ظرف...

فرازی ازوصیت نامه پاسدار شهید حسین محمدیولادت : پانزدهم آبا...

صدای نازنین امام زمان ما الان بلند است که  «یا اهل العالم ان...

خیلی خوب است که بعد از 1400 سال هنوز در محرم برای مظلومیت ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط