ִ
ִ 🎞 ⁞ 𝖿︎𝗎𝗂𝗍𝖾 𝖽 𝖾 𝗅︎𝗂𝖻︎é𝗋𝖺𝗍𝗂𝗈𝗇︎
من پروانه میشوم، و تـو، اگر شمع باشی،
بگذار شعلهات بیپروا بسوزد. نترس از سوختن م، که مـن برای همین امدهام؛ برای ان لحظۀ کوتـاهِ وصال،
«که میانِ نورِ تو و خاکسترِ مـن اتفاق میافتد.»
بگذار بالـهایم بسوزد، اما نام ت در اخرین سطرِ اتش، بر بالیـنم باشد. نه بیمی از پایان دارم، نه امیدئ به مانـدن؛
تمام من خلاصه میشود در پروازِ بیدلیل به سوی نوری که به مرگام میارزد. پس شمع باش، و من، پروانـهای که از پیش، به پایانِ خود رضایـت داده ست. ◖
من پروانه میشوم، و تـو، اگر شمع باشی،
بگذار شعلهات بیپروا بسوزد. نترس از سوختن م، که مـن برای همین امدهام؛ برای ان لحظۀ کوتـاهِ وصال،
«که میانِ نورِ تو و خاکسترِ مـن اتفاق میافتد.»
بگذار بالـهایم بسوزد، اما نام ت در اخرین سطرِ اتش، بر بالیـنم باشد. نه بیمی از پایان دارم، نه امیدئ به مانـدن؛
تمام من خلاصه میشود در پروازِ بیدلیل به سوی نوری که به مرگام میارزد. پس شمع باش، و من، پروانـهای که از پیش، به پایانِ خود رضایـت داده ست. ◖
- ۲.۸k
- ۲۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط