{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم گرفته است ؛

دلم گرفته است ؛
به ایوان می روم
و انگشتانم را بر پوست کشیده ی شب می کشم ،
چراغ های رابطه تاریکند ،
کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد ،
کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد
که پرواز را به خاطر بسپار ،
پرنده مردنی ست ...


فروغ-فرخزاد
دیدگاه ها (۰)

عصر زیبای بهاریتون دل انگیز لحظه لحظه عمرتان پر از شادی

میتوان هرروز وهرشبروی لب،لبخند داشتمیتوان باکهکشانِ این جهان...

و من با ...."پونه و شمعدانی "کوچه ی شعرهایم را تزئین می کنم ...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

پارت⁹چند روز بعد از برگشتن از سفر. عصر جمعه. بارون ملایمی می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط