Part
Part¹¹
ات قهوه اش را خورد که جونگکوک صداش زد
×ات؛ بیا اینم اتاقته الان به خدمتکارا میگم برات یه قرص سرما خوردگی و آب بیاره چون زیر بارون بودی البته میگم برا منم بیاره چون یکم گلو درد دارم
+عاااا... باشه... ممنونم(لبخند)
چن مین بعد
÷خانم؛بفرمایید اینم قرص سرما خوردگی و آب برای شما
+مرسی
×خوبه حالا برو(سرد)
÷چشم ارباب... رفتم تو آشپزخونه که غذا درست کنم بزار اول طرف دارو هارو بزارم سر جاش... داشتم دارو هارو میزاشتم سرجاش که دیدم روی اون قرصی که به خانم دادم سرما خوردگی نبوده،قرص تح/ریک کننده بوده؛ ای وایییی ارباب منو بکشه چییی؟؟؟
۵ مین بعد
ات: حالم خیلی بد بود؛ بدنم کلا داغ شده بود. برگشتم جونگکوک رو دیدم با اون تتو هاش و پرسینگ هاش داشت دیوونم میکرد دیگه نتونستم رفتم رو پاه/ای جونگکوک نشستم و لب/اشو می/ک زدم که همکاری کرد و منو برد بالا تو اتاق...
ویو جونگکوک: داشتم همینطور فیلم میدیم که ات اومد رو پاه/ام و لب/امو بوس/ید منم همکاری کردم و بردمش تو اتاق..
🚫ا/سمات تو کامنتا؛ جنبه نداری نخون🚫
ات قهوه اش را خورد که جونگکوک صداش زد
×ات؛ بیا اینم اتاقته الان به خدمتکارا میگم برات یه قرص سرما خوردگی و آب بیاره چون زیر بارون بودی البته میگم برا منم بیاره چون یکم گلو درد دارم
+عاااا... باشه... ممنونم(لبخند)
چن مین بعد
÷خانم؛بفرمایید اینم قرص سرما خوردگی و آب برای شما
+مرسی
×خوبه حالا برو(سرد)
÷چشم ارباب... رفتم تو آشپزخونه که غذا درست کنم بزار اول طرف دارو هارو بزارم سر جاش... داشتم دارو هارو میزاشتم سرجاش که دیدم روی اون قرصی که به خانم دادم سرما خوردگی نبوده،قرص تح/ریک کننده بوده؛ ای وایییی ارباب منو بکشه چییی؟؟؟
۵ مین بعد
ات: حالم خیلی بد بود؛ بدنم کلا داغ شده بود. برگشتم جونگکوک رو دیدم با اون تتو هاش و پرسینگ هاش داشت دیوونم میکرد دیگه نتونستم رفتم رو پاه/ای جونگکوک نشستم و لب/اشو می/ک زدم که همکاری کرد و منو برد بالا تو اتاق...
ویو جونگکوک: داشتم همینطور فیلم میدیم که ات اومد رو پاه/ام و لب/امو بوس/ید منم همکاری کردم و بردمش تو اتاق..
🚫ا/سمات تو کامنتا؛ جنبه نداری نخون🚫
- ۳.۰k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط