از دلتنگی در حال خفه شدن بود،
از دلتنگی در حال خفه شدن بود،
میخواست کنار پنجره بایستد ،
دست هایش را باز کند و به سمت هر آنچه که دوست داشت پرواز کند،
اما بهیکباره یادش آمد روزهاست پر و بالش را برای پرواز چیدهاند.
#فرگل_مشتاقی
#مریلازارعی#دیالوگ_ناب#تنهایی#زنان_قوی
.
میخواست کنار پنجره بایستد ،
دست هایش را باز کند و به سمت هر آنچه که دوست داشت پرواز کند،
اما بهیکباره یادش آمد روزهاست پر و بالش را برای پرواز چیدهاند.
#فرگل_مشتاقی
#مریلازارعی#دیالوگ_ناب#تنهایی#زنان_قوی
.
- ۲۹.۸k
- ۲۱ مرداد ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۴۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط