{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درست است من از ارتباط چشمی میترسم اما تو نمیدانی هنگ

درست است، من از ارتباط چشمی میترسم... اما، تو نمیدانی هنگامی که در دو گوی تیره رنگ او نگاه میکنم چطور پروانه های درونم وقتی که چیز های نهفته ی درون آنها را میبینند در جا بال میزنند... آن زمان است که، ارتباط چشمی؟ میتوانم تا آخرین قطره ی وجودم به آنها خیره شوم و با چشمانم لبخند بزنم...
دیدگاه ها (۴)

هر وقت منو میدید میپرسید چرا عینکتو برداشتی، بزارش، عینکت که...

او زیباترین فرشته ی در حال آفرینش است، در حال آفرینش؟ آری، چ...

حالا که با خواست خودت مثل اسلایم بچه ها میری تو دست این و او...

داداش درسته گفتن اگه یه بادکنکو روی یه دونه پونز فشار بدی می...

با اینکه میترسم از اینکه چه خواهم نوشت اما فکری بر سرم زد شا...

دلم میخواد با اون شیطان برقصم بر روی شیشه های شکسته اگر پاها...

یاد او

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط