{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان رویای من

رمان رویای من

پارت ۲

دیانا، رسیدم دانشگاه رفتم تو رفتم ثبت نام کرده بودم ولی یه چیزایی مونده بود رفتم تو دفتر اون کارارو انجام دادم رفتم کلاس همه بچه ها دونفره نشسته بودن همشونم دوست پسر دوست دختر بودن هی رفتم ته نشستم چون همه میزا پر بود منتظر استاد بودم که اومد

ارسلان، لیست و از دفتر گرفتم رفتم تو کلاس سلام من ارسلان کاشی هستم ۲۳ سالمه استاد این کلاس امیدوارم سال خوبی داشته باشید

دیانا، وای چقدر خوشگل بود دلم حوری ریخت زاویه فک موهای فِرِش قد بلندش چشمای بادامی ابرو های پر لبای باریک وای وایسا نقشه دارم

ارسلان، اسم ها رو خوندم تا به دیانا رحیمی

دیانا، پاشدم و گفتم سلام دیانا رحیمی هستم ۱۹ سالمه

ارسلان، خیلی خوشگل بود ولی. خوب ....
دیدگاه ها (۲)

پارت ۱ :ویو ا/ت : سلام من ا/ت هستم دختر یه خانواده ی پولدار ...

وقتی استادت بودP:4ویو ا.ت:داشتم غر میزدم زیر لب که یک کاغذ ج...

سناریو در خواستیییی چیفویو

ویو یونگیا/ت از اتاق اومد بیرون وای چقد خوشگل شده بود .اگه ق...

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

《نوری در دنیای مرده ها》ویو یوناامروز باید برم مدرسه وایییی ا...

وقتی اسپایدرمن بود و تو... ᴘᴀʀᴛ1شاید بگید این ها همش الکی ول...

Do I love him, or do I hate him?p:⁵_استرس زیادی ازت میباره +...

《☆فقط یه دوست معمولی☆》پارت3وقتی که برگشتیم کم کم باید میخواب...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:6ویو «علی»رفتم سر کلاس اولین چیزی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط