Lovely actor part : 8

خب تو یه کسی رو داری به اسم یونا که اونجا با بامزه گریاش کاری میکنه خود به خود راه بیوفتی و مثل بقیه خوش بگذرونی خندید نه برای خوش گذروندن توی اون جشن . بلکه برای جمله ی اول یونا.. اون یونا رو داره میشه یه روزی برای همیشه داشته باشتش؟
اوه گوشیم زنگ میخوره باید جواب بدم
از جاش بلند شد و کمی اون طرف تر وایساد منیجرش بود و باید باهاش صحبت میکرد تا از برنامه های این هفتش خبردار بشه
همونطور که نگاهش به یونا ای بود که کنار درخت وایساده بود صدای قدمای تهیونگ رو شنید و به طرفش برگشت و بدون احساس خاصی توی چشماش زل زد
_ یونا داره با کسی صحبت میکنه؟
÷ آره.. فکر کنم منیجر چان سونگه
سری تکون داد و روی نیمکت نشست و نگاهش رو به آسمون داد شاید باید به جای عکاس بازیگر میشد چون انگار نه انگار تا دقایقی پیش توی راه یواشکی اشک میریخت اما الان هیچ چیز جز یه لبخند زیبا روی چهرش نبود
÷ دوستش داری نه؟
تهیونگ متعجب نگاهش کرد : _ هوم؟..کی؟
جونگکوک همونطور که نگاهش رو به رو به روش داده بود گفت : ÷ مگه ازش نخواسته بودی بیاد اینجا تا دست گل رو جلوش بگیری و بهش بگی که عاشقشی مگه توی راه رفت و برگشت به پارک اشک نریختی؟ مگه اونو توی بغل من ندیدی و اون باعث از بین رفتن اعتماد به نفست نشد؟ همه چیز برام قابل تشخیص بود هیونگ
_ جونگکوکا..
÷ اینطور نیست؟
_ کوک.. من.. خب.. راستش.
÷ دروغی نمیتونی سرهم کنی خودت میدونی که متوجه شدم
_ آره، حق با توعه
سرش رو برگردوند و به نیمرخ جذاب جونگکوک نگاه کرد
_ ولی انگار یه چیزی بین شما هست شایدم قراره که باشه.. بارها شده توی موقعیتایی دیدمتون که انگار با هم توی رابطه ای چیزی هستین البته مردمم بدشون نمیاد اتفاقا همه جا صحبت از اینه که شما دوتا چقدر بهم دیگه میاید
÷ یه نفر داره اینجا به اتفاقاتی که پیش اومده حسودی میکنه تا خودشو توجیح کنه؟.. تهیونگ شی اون شب رو توی خونه یونا یادم نرفته که بعد دیدن اون فیلم لعنتی به دستشویی پناه بردی تا خودتو از شر اون دردی که توی پایین تنت داشتی خالص کنی یونا شاید این چیزارو نفهمه اما به منی که همجنس خودتم نمیتونی دروغ بگی
با همون لبخند کوچیکی که گوشه لبش بود و بیشتر به پوزخند شباهت داشت به چهره هیونگش نگاه کرد
÷ فعلا چیزی بینمون نیست. اما یادت باشه تهیونگ شی..فعلا
تهیونگ با اخم کوچیکی که روی صورتش بود و جونگکوک با همون لبخند نگاهش میکرد هر دوشون حالا از احساسات همدیگه نسبت به یونا اطمینان داشتن قرار بود اون عاشق کدومشون بشه؟ خوب میدونستن که جواب این سوالشونو توی اون جشن لعنتی میگیرن
تهیونگا برگشتی؟.. حسابی گشنمه
┈─┈──┈𔘓┈──┈─┈
نگاهی توی آینه قدی اتاق به خودش انداخت اون لباس سفید و بلند حریر مجلسی که روی سینه هاش نگینای کوچیک و بزرگ کار شده بود و کاملا فیت تنش بود حسابی اونو توی معرض دید عکاسا و خبرنگارا قرار میداد گردنبد به شکل ماهش رو گردنش کرد و بعد از چک کردن آرایش ملیحی که داشت کیف دستی سفید رنگشو برداشت و با منیجرش تماس گرفت
- بله ؟
چان سونگا کجایی؟ گفتی تا 5 دقیقه دیگه میرسم منو اینجا معطل خودت کردی دنبال جونگکوک رفتی یا نه؟
- اگه غرغرت تموم شد باید بگم همین الان رسیدم جلوی در و جونگکوکم توی ماشینه زودی تشریفتونو بیارین مادمازل
کفشای سفید رنگ پاشنه بلندش رو پوشید و از خونه خارج شد خونه ی یونا توی مکانی بود که کمتر کسی ازش عبور میکرد و کسی کاری به بقیه نداشت و همین رفت و آمد رو براش آسون میکرد. سریع توی ماشین نشست و شروع کرد به غر زدن سر چان سونگ
یا چان سونگا قرار بود نیم ساعت پیش اینجا باشی میدونی چقدر دیرمون شده؟ نیم ساعت فقط منتظر جنابعالی نشسته بودم دیوار اتاقو نگاه میکردم تا تشریفتو بیارییی
- بزار برسی بعد غر زدنو شروع کن امروز منو راننده شخصیت کردی طلبکارم هستی؟
آیش بحث باهات فایده نداره برو که دیرمون شده
تازه نگاهش به جونگکوکی افتاد که با اون کت و شلوار نقره ای تیره کنارش نشسته بود چهره جذابش انگار که از روزای دیگه جذاب تر هم شده بود صحبت کوتاهی کردن و بعد تا مکان جشن که تالار بزرگ سئول بود هیچکدومشون صحبت نکرد.. یه حسی به یونا میگفت که تو این مهمونی قراره اتفاقاتی بیوفته گرچه فقط یونا نبود که این احساس رو داشت اون دو پسر هم میدونستن که همه چیز امشب درباره این عشق مشخص میشه
تو افکارش بود که با نشستن دست جونگکوک روی شونش به خودش اومد و نگاهش کرد
÷ رسیدیم

های گایز اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت کنید حتما روح نباشید
دیدگاه ها (۲۲)

Lovely actor part : 9

Lovely actor part : 10

Lovely actor part : 7

Lovely actor part : 6

زخم کهنه فصل دوم )پارت ۶۲ ناخواسته مشتش رو روی میز گذاشت. جا...

black flower(p,252)

جونگکوک امروز تو برنامه are you sure چان رو منشن کرد• تو این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط