Under the moonlight
Under the moonlight 2
P11
+تو.. خودت خوبی؟
حداقل ۳۰ ثانیه سکوت بود
-هوم
+اینطور به نظر نمیاد
-نه مهم نیست،هر چند وقت یه بار اینجوری میشم
هرین دستشو روی دستای سرد و رنگ پریده جونگکوک گذاشت.
+میخوای بریم بیمارستان
-نمیخواد
+ولی فشارت افتاده
بلند شد.پالتوی بلندش رو در اوورد و روی دسته مبل گذاشت.با کشی که توی جیبش بود موهاشو بست و سر آستین هاشو دوتا تا زد.به دور و بر نگاه کرد و اتاقی که درش باز بود رو دید و بهش اشاره کرد
+این اتاقته
-اره.چطور؟
بدون جوابی رفت رفت تو اتاق.به دور و بر نگاه نکرد و فقط یه پتو از روی تخت برداشت و اومد بیرون.روش انداخت
+میخوام اب قندی چیزی درست کنم.اجازه هست؟
-نمیخواد بابا خوبم
+خوب نیستی
-هر چند سال یه بار اینطوری میشم و بعدش سریع حالم خوب میشه
+خب قبلا من پیشت نبودم
توی چشمای هم خیره شدن.چشمای جونگکوک ذوق زده و چشمای هرین نگران بود.
+پیداش میکنم
-چیو؟
+هرچی که به درست کردن یه چیزی کمکم کنه
P11
+تو.. خودت خوبی؟
حداقل ۳۰ ثانیه سکوت بود
-هوم
+اینطور به نظر نمیاد
-نه مهم نیست،هر چند وقت یه بار اینجوری میشم
هرین دستشو روی دستای سرد و رنگ پریده جونگکوک گذاشت.
+میخوای بریم بیمارستان
-نمیخواد
+ولی فشارت افتاده
بلند شد.پالتوی بلندش رو در اوورد و روی دسته مبل گذاشت.با کشی که توی جیبش بود موهاشو بست و سر آستین هاشو دوتا تا زد.به دور و بر نگاه کرد و اتاقی که درش باز بود رو دید و بهش اشاره کرد
+این اتاقته
-اره.چطور؟
بدون جوابی رفت رفت تو اتاق.به دور و بر نگاه نکرد و فقط یه پتو از روی تخت برداشت و اومد بیرون.روش انداخت
+میخوام اب قندی چیزی درست کنم.اجازه هست؟
-نمیخواد بابا خوبم
+خوب نیستی
-هر چند سال یه بار اینطوری میشم و بعدش سریع حالم خوب میشه
+خب قبلا من پیشت نبودم
توی چشمای هم خیره شدن.چشمای جونگکوک ذوق زده و چشمای هرین نگران بود.
+پیداش میکنم
-چیو؟
+هرچی که به درست کردن یه چیزی کمکم کنه
- ۶.۸k
- ۱۷ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط