Gentlemanshusband
#Gentlemans_husband
#part_52
روی صندلی نشست و منو روی پاش نشوند و لب زد
_خودم بهت میدم بشین.. با نگاهات نمیزاری هیچی از گلوم پایین بره
همچین بدمم نمیومدا
+اوکی ولی کوچیک بگیریا
_باشه
با حوصله به لقمه برای خودش و یکی برای من میگرفت.....
هردو نودل رو تا اخر خوردیم
(چند مین بعد)
کنار تلویزیون نشستیم و یه فیلم گذاشتیم
کمی پفیلا داشتیم اونم اوردیم و باهم فیلم دیدیم....
نگاهی به ساعت انداختم ساعت یازده بود.
فیلم تموم شده بود و منو جونگکوک الکی نشسته بودیم.. انگار هرکدوم توی افکار خودش بود.
جونگکوک سرش توی گوشی بودو منم پفیلا میخوردم
+جونگکوک
_هوم
+ خوابم میاد میرم بالا
_منم میام، بریم
پا به پای هم پله هارو طی کردیم
جونگکوک به سمت اتاقش رفتو منم سمت اتاقم.
به سمت کمدم رفتم
یه دست لباس زیر با یه تیشرت تا بالای زانو هام پوشیدم
خابالود سمت دستشویی رفتم.
مسواک زدم
و روی تخت ولو شدم
یکم گذشت که صدای در بلند شدم
+بله!
قامت جونگکوک توی چهار چوب بود اومد کنارم
بدون اینکه چیزی بگه بغـ.لم کرد و از اتاق خارج شد
بهت زده مشتی به بازوی سفتش زدم
+جونگکوک چیزی شده کجا میری؟!
همچنان ساکت بود.
وارد اتاقش شدو منو روی تخت گذاشت
_نه فقط میخام پیشم بخوابی نظرت چیه؟ هوم؟
مصمم و جدی جمله اش رو گفت
فقط ظاهری نظرمو پرسید در اصل لحنش بیشتر شبیه دستور بود
100 لایک
#part_52
روی صندلی نشست و منو روی پاش نشوند و لب زد
_خودم بهت میدم بشین.. با نگاهات نمیزاری هیچی از گلوم پایین بره
همچین بدمم نمیومدا
+اوکی ولی کوچیک بگیریا
_باشه
با حوصله به لقمه برای خودش و یکی برای من میگرفت.....
هردو نودل رو تا اخر خوردیم
(چند مین بعد)
کنار تلویزیون نشستیم و یه فیلم گذاشتیم
کمی پفیلا داشتیم اونم اوردیم و باهم فیلم دیدیم....
نگاهی به ساعت انداختم ساعت یازده بود.
فیلم تموم شده بود و منو جونگکوک الکی نشسته بودیم.. انگار هرکدوم توی افکار خودش بود.
جونگکوک سرش توی گوشی بودو منم پفیلا میخوردم
+جونگکوک
_هوم
+ خوابم میاد میرم بالا
_منم میام، بریم
پا به پای هم پله هارو طی کردیم
جونگکوک به سمت اتاقش رفتو منم سمت اتاقم.
به سمت کمدم رفتم
یه دست لباس زیر با یه تیشرت تا بالای زانو هام پوشیدم
خابالود سمت دستشویی رفتم.
مسواک زدم
و روی تخت ولو شدم
یکم گذشت که صدای در بلند شدم
+بله!
قامت جونگکوک توی چهار چوب بود اومد کنارم
بدون اینکه چیزی بگه بغـ.لم کرد و از اتاق خارج شد
بهت زده مشتی به بازوی سفتش زدم
+جونگکوک چیزی شده کجا میری؟!
همچنان ساکت بود.
وارد اتاقش شدو منو روی تخت گذاشت
_نه فقط میخام پیشم بخوابی نظرت چیه؟ هوم؟
مصمم و جدی جمله اش رو گفت
فقط ظاهری نظرمو پرسید در اصل لحنش بیشتر شبیه دستور بود
100 لایک
- ۲۲.۰k
- ۲۷ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط