{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P4

P4
هه جین:چرا چیزی نمیگی جو...

جیهوپ:صب کن الان میام*رفت پیش دایون تو اتاق

*وارد اتاق شد

جیهوپ:کاری داشتی؟؟

دایون:کمک میکنی لباسام رو عوض کنم

جیهوپ:عزیزم تو دیگه بزرگ شدی میری مدرسه خب خودت عوض کن

دایون:نخیر اصلا چرا با من حرف نمیزنی با مامانی حرف میزنی؟؟؟

جیهوپ:عزیزم خب مامانت هس

دایون:نخیرم و گرنه قهر میکنم*روشو کرد اونور

جیهوپ:خب باشه با شما حرف میزنم خوبه؟؟؟

دایون:پس منم یدونه جایزه میدممم

جیهوپ:چی؟؟؟

دایون:*گونش رو بوسید
خوب بود؟؟؟

جیهوپ:اره مگه میشه خوب نباشه*خنده

*سه ساعت بعد
ویو جیهوپ:داشتم لباس هام رو میپوشیدم برم بیرون
بدون اینکه دایون بفهمه رفتم پیش هه جین دیدم بی اهمیت به من رو کاناپه نشسته داره فیلم میبینه

جیهوپ:عزیزم میای بریم بیرون؟؟

هه جین:نه

جیهوپ:چرا؟بیا بریم خیلی وقته بیرون نرفتیم

هه جین:گفتم که نمیخوام سردرد دارم حوصله هم ندارم

*دیدم اینجوری نمیشه رفتم کت هام رو اوردم پیشش

جیهوپ:کدوم رو بپوشم؟؟

هه جین:نمیدونم از کی نظر من مهم شده

جیهوپ:از این حرفت مطمئنی دیگه

هه جین:اره کاملا مطمئنم

جیهوپ:یادت بمونه ها

هه جین:اره خوبم میمونه با ساعتش هم یادم میمونه

جیهوپ:باشه پس
دیدگاه ها (۰)

p3*بعد از چند دقیقه اومدن خونهجیهوپ:سلاممم ما اومدیمهه جین:س...

یکی به من اینجوری نگا کنه میرینم تو خودم😂💔🛐#جیهوپ#هوسوک

p2 *رسیدن به مدرسهجیهوپ:عزیزم پیاده شو مراقب خودت هم باشدایو...

𝓹𝓪𝓻𝓽13ات ویو رسیدیم شوگا: خب بریم بخوابیم ساعت دوازدهه هرکی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط