گاهی فکر میکنم شاید دیوانگی، آن چیزی نباشد که آدم های ع
گاهی فکر میکنم شاید دیوانگی، آن چیزی نباشد که آدم های عاقل درباره اش میگویند.
شاید دیوانگی از جایی آغاز میشود که ذهن، دیگر برایت خانه نباشد.
من به ذهنم اعتماد کرده ام.
چارهی دیگری هم نداشتم.
بالاخره آدم باید جایی برای نگه داشتن حقیقت هایش داشته باشد
حتی اگر آنجا، همان جایی باشد که بیشتر دروغ ها متولد میشوند.
اما چه میشود اگر آنچه حقیقت مینامیم، فقط دروغی باشد که آنقدر به آن فرصت داده ایم تا شکل حقیقت به خودش بگیرد؟
چه میشود اگر هر فکری که از ذهنم میگذرد،
واقعاً فکر من نباشد؟
من تمام عمرم را صرف شناختن خودم کردهام،
اما هیچ وقت به این فکر نکرده بودم که شاید «خودم » همان چیزی باشم که ذهنم به من معرفی کرده است.
شاید من صاحب این افکار نیستم؛
فقط اولین کسی هستم که آنها را شنیده.
گاهی دلم میخواهد از خودم فرار کنم.
اما به کجا؟
هر طرف که بروم،باز به همان ذهن میرسم.
شاید دیوانگی از جایی آغاز میشود که ذهن، دیگر برایت خانه نباشد.
من به ذهنم اعتماد کرده ام.
چارهی دیگری هم نداشتم.
بالاخره آدم باید جایی برای نگه داشتن حقیقت هایش داشته باشد
حتی اگر آنجا، همان جایی باشد که بیشتر دروغ ها متولد میشوند.
اما چه میشود اگر آنچه حقیقت مینامیم، فقط دروغی باشد که آنقدر به آن فرصت داده ایم تا شکل حقیقت به خودش بگیرد؟
چه میشود اگر هر فکری که از ذهنم میگذرد،
واقعاً فکر من نباشد؟
من تمام عمرم را صرف شناختن خودم کردهام،
اما هیچ وقت به این فکر نکرده بودم که شاید «خودم » همان چیزی باشم که ذهنم به من معرفی کرده است.
شاید من صاحب این افکار نیستم؛
فقط اولین کسی هستم که آنها را شنیده.
گاهی دلم میخواهد از خودم فرار کنم.
اما به کجا؟
هر طرف که بروم،باز به همان ذهن میرسم.
- ۴۰۷
- ۱۱ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط