شیطون کوچولوی من
« شیطون کوچولوی من »
فصل دو
۴
یک هفته بعد...::
ویو آنا::
تقریباً یک سال بود که ازدواج کرده بودم..
چند ماهی شده بود که باهم سر قدرت معامله کردیم... حدوداً یک ماه بود که رابطه داشتیم..
و من حتی ثانیه ای به این که
« چه حسی داره یه موجود کوچولو تو شکمت رشد کنه ؟»
فکر نکرده بودم!
راستش مادر شدن اصلا چیز رمانتیک و قشنگی نبود..چون یک هفته کامله تو تخت افتادم و یه حالت تهوع وحشتناک دارم!
و بد تر از اون نمیزارن حتی تکون بخورم ! بخاطر اینکه یه وقت سر ولیعهد عزیزشون که متاسفانه، تو شکم منه بلایی نیاد!
آخه اصلا از کجا معلوم پسره؟؟
حتی فلور هم تغییر کرده ! کم تر از قبل حرف میزنه ..وقتی ازش پرسیدم چرا؟
گفت من اصلا اعصاب ندارم! و خیلی ترسناک شدم! من کجام ترسناکههه آخه! خیلیم اعصاب دارم!
اون مردک احمق هم وزرا ریختن سرش و وقت سر خاروندن نداره چه برسه به اینکه به من سر بزنه!
....
اصلا به درک چرا باید بخوام ریخت نحسش رو ببینم ؟! بچشم برای خودش !
اصلا هم نیاز ندارم اون صدای آرامش بخششو بشنوم!
اصلا هم نگرانش نیستم چون شنیدم چند شبه نخوابیده!
اصلا هم...بهش وابسته نشدم!
...
این بی انصافیه... اون حتی از حالم هم خبر نمیگیره...من چرا باید نگرانش باشم اخه؟...
#هیونجین #فیک #هوانگ_هیونجین
فصل دو
۴
یک هفته بعد...::
ویو آنا::
تقریباً یک سال بود که ازدواج کرده بودم..
چند ماهی شده بود که باهم سر قدرت معامله کردیم... حدوداً یک ماه بود که رابطه داشتیم..
و من حتی ثانیه ای به این که
« چه حسی داره یه موجود کوچولو تو شکمت رشد کنه ؟»
فکر نکرده بودم!
راستش مادر شدن اصلا چیز رمانتیک و قشنگی نبود..چون یک هفته کامله تو تخت افتادم و یه حالت تهوع وحشتناک دارم!
و بد تر از اون نمیزارن حتی تکون بخورم ! بخاطر اینکه یه وقت سر ولیعهد عزیزشون که متاسفانه، تو شکم منه بلایی نیاد!
آخه اصلا از کجا معلوم پسره؟؟
حتی فلور هم تغییر کرده ! کم تر از قبل حرف میزنه ..وقتی ازش پرسیدم چرا؟
گفت من اصلا اعصاب ندارم! و خیلی ترسناک شدم! من کجام ترسناکههه آخه! خیلیم اعصاب دارم!
اون مردک احمق هم وزرا ریختن سرش و وقت سر خاروندن نداره چه برسه به اینکه به من سر بزنه!
....
اصلا به درک چرا باید بخوام ریخت نحسش رو ببینم ؟! بچشم برای خودش !
اصلا هم نیاز ندارم اون صدای آرامش بخششو بشنوم!
اصلا هم نگرانش نیستم چون شنیدم چند شبه نخوابیده!
اصلا هم...بهش وابسته نشدم!
...
این بی انصافیه... اون حتی از حالم هم خبر نمیگیره...من چرا باید نگرانش باشم اخه؟...
#هیونجین #فیک #هوانگ_هیونجین
- ۷.۰k
- ۰۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط