ددی بدجنس من
ددی بدجنس من💅🏻😈
Part6
عاااااااححح کوک عاییی اروممممم
کوک با ناله های ات وحشی تر میشد زبونش بیشتر تند تر حرکت میداد
آت کم تحمل تر میکرد کل اتاق ناله های ات کوک بود مک زد جدا شدم آمد بالا روی آت خیمه زد لبای آت رو بوسید همزمان عضوش روی پوصی آت میکشید این آت رو ارضا میکرد خیس میشد ناله میکرد ناله های بین بوسه هاشون از بین لباشون خارج میشد که کوک دوتا انگشتش برد سمت پوصی آت با سرعت حرکت میداد آت ناله بلند میکرد
آت:عاححححح کوک ایییییی
کوک:بیشتر برام ناله کن بیب
دوتا انگشتش یهو وارد آت کرد
آت:عاحححححح....جیغ
کوک انگشتش و تند تند تکون میداد قیچی وار حرکت میداد
آت:ایییی کوک بکش بیرون نمیتونم عاححححح کوک تحمل ندارم
ملافه رو تخت چنگ میزد کوک همینجور که انگشتش تو آت حرکت میداد گردن آت رو بوسید کیس مارک زد رو گردنش انگشتش و کشید بیرون دستش رو بدن آت حرکت داد لباش بوسیدم
کوک: ببخشید دردت آمد...سرش بوسید عضوشو تو دستاش گرفت وارد آت کرد گذاشت یکم عادت کنه
صورتش آروم پشت سرهم بوسید آت با ناخونش کمر جونگکوک چنگ میزد کوک دید عادت کرده یه ضرب تا ته واردش کرد که صدای جیغ آت بلند شد ملافه رو چنگ زد
کوک تروخدا اروم عاححح
کوک:برام ناله کن دوسش دارم
صورت آت رو میبوسید آروم آروم ضربه میز. آروم ضربه هاش تند تر میکرد آت ناله عاش بیشتر میشد کوک تلمبه میزد آت که عادت کرده بود کوک کشید بیرون آن رو بغل کرد نشست تکیه داد به تخت آت رو نشوند رو پاهاش عضوشو وارد آت کرد آت لبای کوک بوسید با بالا پایین کردن تو خودش ضربه میزد صدای ناله عاشون کل اتاق گرفته بود تا ۲۰ مین کامل دوتایی ارضا شدن کوک که به تخت تکیه داده بود آت همونجوری سرش گذاشت رو شونه کوک کوک پتو کشید رو خودشون آت رو بغل کرد همونجوری خوابیدن و... صبح تو بغل همدیگه خواب بودن که کوک بیدار شد به آت نگاه میکرد نوازشش میکرد موهاش از تو صورتش زد کنار
کوکی....خوابالو
کوک:جانم عزیزم
گشنمه...خوابالو
کوک:عشقم بلند شو بریم دوش بگیریم بعدش میریم صبحونه میخوریم
من الان میخوام...خوابالو
کوک:عشقم خستهای فعلا بخواب
باشه کوکی
آت سعی کرد بخوابه اما نتونست
کوک من میرم دوش بگیرم
کوک:صبر کن باهم بریم بزار حولت و حوله خودم و بردارم
باشه میرم آب گرم کنم
کوک:باشه عشقمم
دوتایی رفتم حموم بعداز ۴۰ مین آمدم بیرون آت نشست رو صندلی کوک شروع کرد به خشک کردن موهای آت بعدشم که کوک نشست آت موهای کوکخشک کرد بهشون حالت داد
کوک:عزیزم امشب یه مهمونی دعوتیم
خدا بخیر کنه کوک چه مهمونی؟
کوک:اممم خب یه مهمونی برای گروه باند مافیایی
آها باش
کوک:خندید
چیشدع کوک
کوک:عشقم تو چه نمیتونی راه بری چرا تلاش میکنی بیا خودم میبرمت..آت رو براید بغل کرد بردش پایین
تا پارت بعدی بای بای
#درخواستی
#فیک
#سناریو
#جونگکوک_ریو
#فرشته_بدون_بال
#تکپارتی
#چندپارتی
#ستاره_کوچولوی_شبام
#تهیونگ_ات
#ددی_بدجنس_من
Part6
عاااااااححح کوک عاییی اروممممم
کوک با ناله های ات وحشی تر میشد زبونش بیشتر تند تر حرکت میداد
آت کم تحمل تر میکرد کل اتاق ناله های ات کوک بود مک زد جدا شدم آمد بالا روی آت خیمه زد لبای آت رو بوسید همزمان عضوش روی پوصی آت میکشید این آت رو ارضا میکرد خیس میشد ناله میکرد ناله های بین بوسه هاشون از بین لباشون خارج میشد که کوک دوتا انگشتش برد سمت پوصی آت با سرعت حرکت میداد آت ناله بلند میکرد
آت:عاححححح کوک ایییییی
کوک:بیشتر برام ناله کن بیب
دوتا انگشتش یهو وارد آت کرد
آت:عاحححححح....جیغ
کوک انگشتش و تند تند تکون میداد قیچی وار حرکت میداد
آت:ایییی کوک بکش بیرون نمیتونم عاححححح کوک تحمل ندارم
ملافه رو تخت چنگ میزد کوک همینجور که انگشتش تو آت حرکت میداد گردن آت رو بوسید کیس مارک زد رو گردنش انگشتش و کشید بیرون دستش رو بدن آت حرکت داد لباش بوسیدم
کوک: ببخشید دردت آمد...سرش بوسید عضوشو تو دستاش گرفت وارد آت کرد گذاشت یکم عادت کنه
صورتش آروم پشت سرهم بوسید آت با ناخونش کمر جونگکوک چنگ میزد کوک دید عادت کرده یه ضرب تا ته واردش کرد که صدای جیغ آت بلند شد ملافه رو چنگ زد
کوک تروخدا اروم عاححح
کوک:برام ناله کن دوسش دارم
صورت آت رو میبوسید آروم آروم ضربه میز. آروم ضربه هاش تند تر میکرد آت ناله عاش بیشتر میشد کوک تلمبه میزد آت که عادت کرده بود کوک کشید بیرون آن رو بغل کرد نشست تکیه داد به تخت آت رو نشوند رو پاهاش عضوشو وارد آت کرد آت لبای کوک بوسید با بالا پایین کردن تو خودش ضربه میزد صدای ناله عاشون کل اتاق گرفته بود تا ۲۰ مین کامل دوتایی ارضا شدن کوک که به تخت تکیه داده بود آت همونجوری سرش گذاشت رو شونه کوک کوک پتو کشید رو خودشون آت رو بغل کرد همونجوری خوابیدن و... صبح تو بغل همدیگه خواب بودن که کوک بیدار شد به آت نگاه میکرد نوازشش میکرد موهاش از تو صورتش زد کنار
کوکی....خوابالو
کوک:جانم عزیزم
گشنمه...خوابالو
کوک:عشقم بلند شو بریم دوش بگیریم بعدش میریم صبحونه میخوریم
من الان میخوام...خوابالو
کوک:عشقم خستهای فعلا بخواب
باشه کوکی
آت سعی کرد بخوابه اما نتونست
کوک من میرم دوش بگیرم
کوک:صبر کن باهم بریم بزار حولت و حوله خودم و بردارم
باشه میرم آب گرم کنم
کوک:باشه عشقمم
دوتایی رفتم حموم بعداز ۴۰ مین آمدم بیرون آت نشست رو صندلی کوک شروع کرد به خشک کردن موهای آت بعدشم که کوک نشست آت موهای کوکخشک کرد بهشون حالت داد
کوک:عزیزم امشب یه مهمونی دعوتیم
خدا بخیر کنه کوک چه مهمونی؟
کوک:اممم خب یه مهمونی برای گروه باند مافیایی
آها باش
کوک:خندید
چیشدع کوک
کوک:عشقم تو چه نمیتونی راه بری چرا تلاش میکنی بیا خودم میبرمت..آت رو براید بغل کرد بردش پایین
تا پارت بعدی بای بای
#درخواستی
#فیک
#سناریو
#جونگکوک_ریو
#فرشته_بدون_بال
#تکپارتی
#چندپارتی
#ستاره_کوچولوی_شبام
#تهیونگ_ات
#ددی_بدجنس_من
- ۷۵۱
- ۱۵ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط