شب
p⁵⁶
آدم نتونستم برای تو بشم برای این بابت ناراحتم
ولی اینو بدون تو برای من با ارزش بودی
م. تو هم برای من
جیمین از جاش بلند سد و حقه رو از روی میز برداشت و کف دست میرا رو با کرد و حلقه رو توی دستش گذاشت
میرا با اشک هایی که از چشماش بیرو میرخیتن
جیمین رو بغل کرد ولی این بار برای اولین بار دستای جیمین دور میرا نپیچید و اونو به آغوش نکشید
میرا از جیمین جدا شد و
برگشت و سمت ماشینش رفت
توی این همه مدت ات توی اتاقش بود ولی وقتی صدای باز شدن در حیاط رو شنید سمت بالکنش رفت و توی بالکنش ایستاد
ج. فهمیدم چشمات راه تموم شد گفتن
دیگه هر چقدر مخفیش کنم بیهودس
چشمات قبل حرف زدنت گفتن حرفات رو
این یه خداحافظی گناهکاره سلام نیست
مثل جون بری و از تن جدا بشی
نرو بمون انتظار نداشته باش بگم بهت
از دیروز تصمیم جدایی از طرفت گرفته شده
چشمات از زبونت زودتر گفتن
اعلام حضور کنین چقدر از رفتار و شخصیت میرا بدتون یا خوشتون اومد کامنت بگین بخونیم
آدم نتونستم برای تو بشم برای این بابت ناراحتم
ولی اینو بدون تو برای من با ارزش بودی
م. تو هم برای من
جیمین از جاش بلند سد و حقه رو از روی میز برداشت و کف دست میرا رو با کرد و حلقه رو توی دستش گذاشت
میرا با اشک هایی که از چشماش بیرو میرخیتن
جیمین رو بغل کرد ولی این بار برای اولین بار دستای جیمین دور میرا نپیچید و اونو به آغوش نکشید
میرا از جیمین جدا شد و
برگشت و سمت ماشینش رفت
توی این همه مدت ات توی اتاقش بود ولی وقتی صدای باز شدن در حیاط رو شنید سمت بالکنش رفت و توی بالکنش ایستاد
ج. فهمیدم چشمات راه تموم شد گفتن
دیگه هر چقدر مخفیش کنم بیهودس
چشمات قبل حرف زدنت گفتن حرفات رو
این یه خداحافظی گناهکاره سلام نیست
مثل جون بری و از تن جدا بشی
نرو بمون انتظار نداشته باش بگم بهت
از دیروز تصمیم جدایی از طرفت گرفته شده
چشمات از زبونت زودتر گفتن
اعلام حضور کنین چقدر از رفتار و شخصیت میرا بدتون یا خوشتون اومد کامنت بگین بخونیم
- ۵.۸k
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط