شب
p⁵⁷
ویو ات
ات بعد این که میرا رفت از اتاقش به تراسش رفت و اونجا وایساد
جیمین که نشستع بود جاش و انگار توی خودش رفته بود رو ات تماشا میکرد
دقایقیگذشت و جیمین هیچ حرکتی از خودش نشون نمیداد ات فکر کرده بود داد و بیداد کنه یا هر چیزی که دورشه رو به هم بریزه و خورد کنه و از روش رد شه ولی اون برعکس همه چی آروم نشسته بود
ات پایین رفت و جلوی جیمین وایساد
ات. چی شد
جیمین انگشتر روی میز رو برداشت و به ات نشون داد
ات. تموم شد !
ات که تعجب کرده بود و این حالتش میشد از صورتش خونده بشه رو به جیمینم نشون داد
ج. چرا تعجب میکنی تو که قبل منم میدونستی
ات. قبل تو !؟
ج. میدونم که رفتی به دیدن میرا
ات سر جاش واسه لحظه موند و سکوت کرد
ات. ولی من از این که بخواد ازت جدا بشه خبر نداشتم
من فقط رفتم و باهاش حرف زدم که باید باتو میونشو بهتر کنه چون فکر نمیکرد اشتباهی ازت نسبت به میرا سر زده باشه
ات. سر که نزده جیمین من درس فک میکنم ؟!
ج. درس فکر میکنی
ج. چون میرا خواست که دیگه نباشه
و برای این همه کاری که با من کرد رو هم بهم توضیح داد
ات. چرا تلاش نکردی که بمونه
ج. متفاوت بودیم ما باهم
من هرچقدر که دوست داشتم ، دوست داشتم بیشتر دوست داشته باشم ولی اون هر چقدر که دوست داشته میشد اونقدر جون میکند که بره
اما تموم شد شاید دیگه نتونستم گذشته رو تغییر بدم ولی از این به بعد چی میشه و کی قراره بیاد زندگیم رو همهش رو من تصمیم میگیرم
و امروز همینجا من از همه گذشتم دارم اِستفاء میدم ات
ات. ولی تو که انقدر دوستش داری چرا گذاشتی بره این به تو صدمه میزنع
ج. ات باید گاهی رها کرد هر انسانی برای موند تا ابد کنارت نمیاد
یکیش برای یه درس دادن بهت وارد زندگیت میشه
یکیش برای این که تو تغییر کنی به زندگیت قدم میزاره
و یکیش هم شریک زندگیت میشه که بدون هیچ دلیلی بهت عشق میورزه
ات. میرا برای تو کودومه ؟
ج. میرا برای من
میتونه درس زندگیم باشه
ات. ولی تو عاشقشی
ج. ولی اون نیس
عشق
نمیتونه بین دوتا آدم باهوش باشه ات
عشق واقعی نیاز به یه احمق داره
چیزی که کنارش تموم دیونگی ها رو بکنی و بی پروا باشی با هر عیبت دوست داشته باشه و اون عیب های تو به چشم اون شیرین ترین لحظه براش رقم بخوره
ج. من کنار میرا همیشه سعی داشتم خیلی مراعات کنم و شخصیت با اراده و قوی نشون بدم
ولی عشق واقعی خود دیونگیه
ویو ات
ات بعد این که میرا رفت از اتاقش به تراسش رفت و اونجا وایساد
جیمین که نشستع بود جاش و انگار توی خودش رفته بود رو ات تماشا میکرد
دقایقیگذشت و جیمین هیچ حرکتی از خودش نشون نمیداد ات فکر کرده بود داد و بیداد کنه یا هر چیزی که دورشه رو به هم بریزه و خورد کنه و از روش رد شه ولی اون برعکس همه چی آروم نشسته بود
ات پایین رفت و جلوی جیمین وایساد
ات. چی شد
جیمین انگشتر روی میز رو برداشت و به ات نشون داد
ات. تموم شد !
ات که تعجب کرده بود و این حالتش میشد از صورتش خونده بشه رو به جیمینم نشون داد
ج. چرا تعجب میکنی تو که قبل منم میدونستی
ات. قبل تو !؟
ج. میدونم که رفتی به دیدن میرا
ات سر جاش واسه لحظه موند و سکوت کرد
ات. ولی من از این که بخواد ازت جدا بشه خبر نداشتم
من فقط رفتم و باهاش حرف زدم که باید باتو میونشو بهتر کنه چون فکر نمیکرد اشتباهی ازت نسبت به میرا سر زده باشه
ات. سر که نزده جیمین من درس فک میکنم ؟!
ج. درس فکر میکنی
ج. چون میرا خواست که دیگه نباشه
و برای این همه کاری که با من کرد رو هم بهم توضیح داد
ات. چرا تلاش نکردی که بمونه
ج. متفاوت بودیم ما باهم
من هرچقدر که دوست داشتم ، دوست داشتم بیشتر دوست داشته باشم ولی اون هر چقدر که دوست داشته میشد اونقدر جون میکند که بره
اما تموم شد شاید دیگه نتونستم گذشته رو تغییر بدم ولی از این به بعد چی میشه و کی قراره بیاد زندگیم رو همهش رو من تصمیم میگیرم
و امروز همینجا من از همه گذشتم دارم اِستفاء میدم ات
ات. ولی تو که انقدر دوستش داری چرا گذاشتی بره این به تو صدمه میزنع
ج. ات باید گاهی رها کرد هر انسانی برای موند تا ابد کنارت نمیاد
یکیش برای یه درس دادن بهت وارد زندگیت میشه
یکیش برای این که تو تغییر کنی به زندگیت قدم میزاره
و یکیش هم شریک زندگیت میشه که بدون هیچ دلیلی بهت عشق میورزه
ات. میرا برای تو کودومه ؟
ج. میرا برای من
میتونه درس زندگیم باشه
ات. ولی تو عاشقشی
ج. ولی اون نیس
عشق
نمیتونه بین دوتا آدم باهوش باشه ات
عشق واقعی نیاز به یه احمق داره
چیزی که کنارش تموم دیونگی ها رو بکنی و بی پروا باشی با هر عیبت دوست داشته باشه و اون عیب های تو به چشم اون شیرین ترین لحظه براش رقم بخوره
ج. من کنار میرا همیشه سعی داشتم خیلی مراعات کنم و شخصیت با اراده و قوی نشون بدم
ولی عشق واقعی خود دیونگیه
- ۶.۰k
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط