{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حتی به اندازه گذشت کردن از

حتی به اندازه گذشت کردن از
یک خطا هم مرا نمیخواست ،آنقدر
آتش بجانم زد تا عاقبت خطا کردم
واو‌ برای همیشه ترکم کرد...
او میدانست چگونه طنازی کند بادله منه
شیدایش که تسخیراوشوم ،جای بوسه هایش هنوز برجسمم مانده ،گرمی دستانش ،عطرگیسوانش دلیل شب گریه های تمام شبهای من. است
دیدگاه ها (۲)

هیچ چیز تهوع اورتر از آدمی که رهاشده تا دیگر نباشد اما اومدا...

من تمام این سالها خیال میکردمتوهم‌ بیاد منی ودلت بامنه ،من ت...

مرا که این لحظه از شب دریافتم دلیل نخواستن ها ونبودن ونیامدن...

همینکه کودک احساسم را بسویتروانه میکنم ،همینکه میخواهم احساس...

« مردی بین ما »پارت ۸: «آتش زیر خاکستر» صدای بسته شدن درِ ات...

بیرون باران بی‌امان به شیشه می‌کوبهاو بدون هیچ گونه پلک زد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط